آیا میدانید شما میتوانید به صورت "کاملا رایگان" سایت ، محصول خدمات و... خود را در پی سی وب معرفی کنید ؟

فرصت را از دست ندهید
انجمن مه سفر
نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

موضوع: بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...

  1. ىدهلا دونجدهلا دونج آواتار ها
    ىدهلا دونجدهلا دونج
    کاربر سایت
    Jul 2018
    16
    10
    0
    0

    بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...

    بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...


    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - جمادى الآخرة - 1430 هـ
    23 - 05 - 2009 مـ
    02:46 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ
    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

    بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...

    بسم الله الرحمن الرحيم
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    هاروت یکی از نامهایی است که در کتاب به شیطان داده شده است.او خود ابلیس است که به دنبال(به دام کشیدن) ملک ماروت بود .ماروت جایگزین آدم وخلیفه خدا شد.خداوند با تبدیل او به انسان شهوت را نیز در وی نهاد که باعث شد به سرعت دچار فتنه گردد. او از جمله ملائکه ای بود که تصور می کرد اگر خداوند او را به عنوان خلیفه انتخاب کند؛ به هیچ وجه در زمین فساد نخواهد کرد و ازمنتقدان سرسخت انتخاب آدم به مقام خلافت بود ؛ از آنجا که او فرشته ای بود که ابتدا از نور آفریده و سپس به انسان تبدیل شده بود ؛ خود را شایسته تر از آدم می دانست. اما به سرعت پیرو هوا وهوسش شد و متأسفانه از رحمت خداوند مأیوس گردید. شیطان به دنبال وی افتاد و او را به کفر و پیوستن به خود دعوت کرد . ماروت این دعوت را پذیرفت و به خداوند کافر گردید. خداوند تعالی می فرماید:
    { وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ (175) وَلَوْ شِئْنَا لَرَ‌فَعْنَاهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْ‌ضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُ‌كْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ (176) سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ (177) مَن يَهْدِ اللَّـهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُ‌ونَ (178) وَلَقَدْ ذَرَ‌أْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُ‌ونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (179) }صدق الله العظيم، [الأعراف]
    {و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولی او آز آنها جداشد و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد! (۱۷۵) و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات بالا می‌بردیم؛ ولی او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (۱۷۶) چه بد مثلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند؛ و آنها تنها به خودشان ستم می‌نمودند! (۱۷۷) آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست؛ و کسانی را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آنها هستند! (۱۷۸) به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ گذاردیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (۱۷۹)}
    هاروت و همتای اوماروت هر دو در آتش اند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ‌ فَلَمَّا كَفَرَ‌ قَالَ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَ‌بَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ‌ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
    {همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
    یأجوج و مأجوج از نسل آنها هستند . گروه دیگری نیزدر میانشان هستند که دورگه اند. مادرانشان از نسل ملک هاروت (که همان شیطان است )می باشند و پدرانشان شیطانی از نسل بشر هستند. این دو در "زمین دارای دو مشرق "(ذات المشرقین)ساکن بوده و مشغول به گمراهی کشیدن جن و انس هستند. از آنجا که جنیان تا قبل از شنیدن قرآن باور نمی کردند کسی نسبت دروغ به خدا بدهد ؛ (سخنان) شیاطین را باور می کردند تا اینکه قرآن حقیقت آنها را عیان ساخت .آنها (جنیان) گفتند:
    {وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا (5) }صدق الله العظيم، [الجن]
    { و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند!}
    بدین معنی که جنیان حرف گروه دیگررا که از شیاطین جن وشیاطین انس بودند باورکردند. از آنجا که جن و انس گمان می کردند کسی جرأت نسبت دروغ دادن به خدا را ندارد ؛ حرف های شیاطین را باور کردند..به همین ترتیب انسان هایی هم که از نسل ماروت بودند؛ سخنان آنها را باور کرده و به جای عبادت خداوند به سوی پرستیدن شیاطین رفته و لذا گمراه تر شدند. مهم این است که در "زمین دارای دو مشرق" اقوام زیر حضور دارند:
    اول:گروه شیاطین جن که پدرشان ملکی از گروه جنیان یعنی ملک هاروت است .
    دوم:گروه انسانها که پدرشان از ملائکه بود ؛ منظور ملک ماروت است که به انسان تبدیل شد و نسل او شیطان پرست شدند.
    سوم:گروه آخر نسل شیاطین بشرند که مادرانشان شیاطین مؤنث ولی پدرانشان شیاطین بشری هستند و نسل شیاطین مؤنث از نسل انسان ها . پیشی گرفته است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَامَعْشَرَ الْجِنِّ قَدْ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنْ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنْ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِى أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ }صدق الله العظيم، [الأنعام:128]
    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
    ملک ماروت همان انسانی بود که شیطان به او گفت کافر شو و او پذیرفت .مقصود از این آیه" آدم" نیست بلکه خلیفه بعد از اوست که به انسانی تبدیل گردیدکه دارای هوا و هوس بود .این انسان اول تابع نفس خود گردید و سپس شیطان به دنبالش افتاده و او را به کفر دعوت کرد .با نیرنگ به وی باوراند که مورد غفران خداوند قرار نمی گیرد . او هم از رحمت خداوند مأیوس شدلذا این مقصود خداوند تعالی از این فرموده است :
    { كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ‌ فَلَمَّا كَفَرَ‌ قَالَ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَ‌بَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ‌ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
    {همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
    لذا می بینید که آیه به دو گروه اشاره دارد(صیغه مثنی) یک گروه ملک هاروت و ماروت و نسلشان که یأجوج و مأجوج هستند و گروه دیگر که دو رگه بوده و شیاطین مؤنث مادرانشان هستند و و پدرانشان از انسان های همین عالم هستند که می بینید چگونه در روی زمین فساد می کنند و در حق مؤمن نه مراعات خویشاوندی را میکنند و نه تعهدی دارند.
    مأجوج ،انسانهایی هستند که از نسل ماروت بوده و در" زمین دارای دو مشرق" زندگی می کنند. واین فرموده خداوند تعالی در باره آنان است که:
    { وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا }صدق الله العظيم، [الجن:7]
    {و آنان نیز می‌پنداشتند همچنانکه شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
    و متأسفانه شیاطین را به جای خداوند می پرستند . طبق فرمایش خداوند تعالی درمورد آنچه که جنیان از اخبار "زمین دارای دو مشرق" گفته اند (جنیانی که به قرآن گوش فرا داده بودند ):
    { وَأَنَّهُ كَانَ رِ‌جَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِ‌جَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَ‌هَقًا (6) وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّـهُ أَحَدًا (7) }صدق الله العظيم، [الجن]
    {و چنین بود که مردانی از انسانها به مردانی از جنیان پناه می‌بردند، و بر سرکشی آنان می‌افزودند (۶) و آنان نیز می‌پنداشتند همچنانکه شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
    اولین مکرشان این بود که یکی خود را خداوند و دیگری خود را مسیح فرزند خداوند معرفی نماید.اما زمانی که جنیان به قرآن گوش فرا دادند این حقیقت آشکار شد و به همین دلیل است که می گویند:
    { وَأَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَ‌بِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا (3) وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّـهِ شَطَطًا (4) وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا (5) }صدق الله العظيم، [الجن]
    { و اینکه بلند است مقام باعظمت پروردگار ما، و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است! (۳) و اینکه سفیه ما (ابلیس) درباره خداوند سخنان ناروا[داشتن همسر و فرزند] می‌گفت! (۴) و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند! (۵)}
    منظور جنیان از" سفیه" شیطان است که ادعای خدایی کرده ولی همسر و فرزند نیز داشت. اما جنیان از نبی خداوند مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم اصلاً اطلاعی ندارند .شیطان و همتای او(ماروت) خبر مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم را کاملا پنهان کرده اند تا در مورد فتنه مسیح کذاب فریبشان آشکار نشود.او ادعا می کند عیسی مسیح فرزند مریم است به همین علت هم به او مسیح کذاب گفته می شود . شیطان می خواهد خود را عیسی مسیح فرزند مریم خوانده و سپس ادعای خدایی کند . لذا خبر برانگیخته شدن مسيح عيسى ابن مريم واقعی-صلى الله عليه وآله وسلم- کاملاً از زمین دارای دو مشرق پنهان شده است به طوری که جنیان فکر می کنند محمدرسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بعد از نبی خداوند موسی برانگیخته شده است. آنها نمی دانند بعثت محمد رسول الله بعد از عیسی به وقوع پیوسته است . و به همین دلیل خداوند تعالی سخنانی که جنیان به قوم خود گفته اند را برایمان نقل می نماید که :
    { وَإِذْ صَرَ‌فْنَا إِلَيْكَ نَفَرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْ‌آنَ فَلَمَّا حَضَرُ‌وهُ قَالُوا أَنصِتُوا ۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِ‌ينَ (29) قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ }صدق الله العظيم، [الأحقاف:29-30]
    {هنگامی که گروهی از جنّ را به سوی تو متوجّه ساختیم که قرآن را بشنوند؛ وقتی حضور یافتند به یکدیگر گفتند: «خاموش باشید و بشنوید!» و هنگامی که پایان گرفت، به سوی قوم خود بازگشتند و آنها را بیم دادند! (۲۹) گفتند: «ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده}
    خبر خداوند در مورد نا آگاهی جنیان از اینکه قرآن بعد از عیسی فرستاده شده است ،حکمتی دارد تا به اجازه خداوند از مکر شیطان رانده شده و برنامه های آتی او خبردارشده و به اذن خداوند همه این مکر را خنثی سازیم؛ من از جانب خداوند چیزی می دانم که شما نمی دانید...و آگاه باشید که ساکنان زمینی که دومشرق دارد چند گروه اند گروهی از آنها انسان هستند که پدرشان از ملائکه بوده است و گروه دیگر دورگه هستند که مادرانشان از شیاطین مؤنث و پدرانشان از شیاطین بشری اند که دانسته با شیاطین مؤنث ارتباط برقرار کرده و با پیروی از امر شیطان سعی در تغییر آفرینش خداوند(و ایجاد یک نسل جدید) دارند و به جای خداوند دختران ابلیس را می پرستند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    { وَمَن يُشْرِ‌كْ بِاللَّـهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (116) إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَّرِ‌يدًا (117) لَّعَنَهُ اللَّـهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُ‌وضًا (118) }صدق الله العظيم، [النساء]
    {هر کس به خدا شرک آورد، پس بدون شک به شدت در گمراهی افتاده است.(116)(مشرکان) جز خدا مؤنث ها(دختران ابلیس) را می خوانند و (در حقیقت) جز شیطان سر کش را نمی خوانند.(117)خداوند او را از رحمت خویش دور ساخته ، و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معین خواهم گرفت.(118)}
    اینها که به جای خداوند، با آگاهی طاغوت رامی پرستند ، سهم شیطانند و ذریه آنها ساکنان جن و انس "زمین دارای دو مشرق" را گمراه می نمایند. آنها کاملاً آگاهند که در حال دادن نسبت ناحق به خداوند هستند. از آنجا که جنیان فکر نمی کنند کسی جرأت داشته باشد به خداوند نسبت دروغ بدهد, حرفهایشان را باور میکنند. همانگونه که پدران آنها در اینجا به شما دروغ گفته واز راه راست منحرفتان کرده اند و آگاهانه به خدا نسبت نادرست داده اند...
    ای جویای محترم حق آیا متوجه گردیدی که مهدی منتظر از ذکر(قرآن) چه خبری را بیان کرد؟ خداوند به قلبت نور داده و و با دادن بصیرت نسبت به حق و مطهرکردنت(از شرک) در راه راست-صراط مستقیم-ثابت قدم گرداند
    می خواهم چیزی را به شما خبر دهم ، اگر خداوند اراده نماید شما برای خلافت ملائکه در زمین قرار خواهد داد.
    { وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِي الأَرْضِ يَخْلُفُونَ }صدق الله العظيم، [الزخرف:60]
    {و هرگاه بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین گردند! (۶۰)}
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    برادرتان امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی

    الإمام ناصر محمد اليماني
    11-04-2009
    11:18 pm

    بسم الله الرحمن الرحیم
    خداوند تعالی می فرماید:
    { إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ }صدق الله العظيم، [الأعراف:27]
    {چه اینکه او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ }
    و خداوند تعالی می فرماید:
    { كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
    {همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
    بدین گونه (منظور)همتای شیطان یعنی ملک ماروت و فرزندانشان(یأجوج و مأجوج) ودورگه های شیاطین بشر هستند که از هر پشتی زادو ولد می کنند اما اکثر انسان ها نمی دانند.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
    الإمام ناصر محمد اليماني 


    https://www.nasser-yamani.com/showth...375#post190375
    #1 ارسال شده در تاريخ 08-04-2018 در ساعت 11:40 PM

  2. ىدهلا دونجدهلا دونج آواتار ها
    ىدهلا دونجدهلا دونج
    کاربر سایت
    Jul 2018
    16
    10
    0
    0
    الإمام ناصر محمد اليماني

    10 - 09 - 2011 مـــ
    12 - 10 - 1432 هـــ
    10:58 صبح
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم 

    بیانی ازامام مهدی منتظر درباره توانایی ها و صفات جنیان و ملائکه و درباره فتنه مسیح کذاب


    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على جدي النبي الخاتم ورحمة الله وبركاته وعليه وعلى آله الأطهار وجميع أنصار الله في خلقه إلى يوم الدين...

    عزیز من ابوروان (حبیبی فی الله) خداوند رحمن در آیات محکم قرآن فتوی داده است که جن را از آتش گرم و سوزان(سموم) خلق کرده است .خداوند سبحان در آیات محکم قرآن می فرماید:

    {وَالْجَآنَّ خَلَقْناهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ} صدق الله العظيم [الحجر:27]

    { و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان(سموم) خلق کردیم! (۲۷)}

    منظور از "سموم" آتش جهنم است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ﴿٤١﴾ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ ﴿٤٢﴾}صدق الله العظيم [الواقعة]

    {واصحاب دست چپ (شقاوتمند) چه (وضع و) حالی دارند اصحاب دست چپ (شقاوتمند)؟!(41) در (میان) باد (آتش)سوزان وآب جوشان, قرار دارند.(42)}

    خداوند پدر جنیان را از آتش آفرید .و بعضی از آنها رابه خواست خود با دادن صفات ملائکه و توانائی متحول شدن به خلقی دیگر تکریم نمود .این امر برای امتحان کردن جنیان بود که آیا شکرگذاری خواهند کرد و یا در عوض کفران ورزیده ، متکبر شده و به آفرینش خود مغرور می شوند؟ از آن جمله ابلیس و فرزندانش بودند که برخی از صفات ملائکه را در خود داشتند ، کدام صفت را؟ توانایی تبدیل کردن خود از جن به موجودی دیگر. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ}صدق الله العظيم [القصص:31]

    {واینکه عصایت را بیفکن. پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد گویا که همچون جنیان است(ترسید و) به عقب برگشت و پشت سر خود را نگاه نکرد - (فرمود: ) ای موسی ! پیش آی، و نترس، بی گمان تو در امان هستی.}

    مقصود خداوند از این فرموده: {وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ} این است که عصا به شکل مار(ثعبان) تغییر کرد از همین جاست که استنباط می کنیم ویژگی خاصی که به جن داده شده است توانایی تغییر از یک موجود به شکل موجود دیگر است وبه همین علت خداوند تعالی می فرماید:{وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ}صدق الله العظيم

    از اینجا در می یابیم که جنیان با اجازه خداوند توانایی دارند خود را از شکل یک موجود به شکل موجود دیگر درآورند. خداوند به ملائکه ای هم که از نور آفریده شده اند این توانایی (شکل موجود دیگر شدن )را عطا فرموده است به همین دلیل است که می فرماید:

    {فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}صدق الله العظيم [مريم:17]

    {در این هنگام، ما روح خود را بسوی او فرستادیم؛ و او در شکل انسانی بی‌عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد! }
    بعد از آفرینش آدم ، خداوند به تمامی ملائکه امر فرمود تا برای آدم سجده کنند و همگی آنها اطاعت نمودند گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الحجر]

    {و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳) فرمود: «از بهشت (درون زمین ) بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (از درگاه ما!). (۳۴) و لعنت (و دوری از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!» (۳۵) گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (۳۶) فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (۳۷) (امّا نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معیّنی.» (۳۸)}
    سؤالی که مطرح می شود این است که با توجه به اینکه خداوند ابلیس را که از سجده کنندگان نبود ،از باقی ملائکه جدا نمودو دلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَ‌أَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّ‌مْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْ‌تَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّ‌يَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورً‌ا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَ‌جِلِكَ وَشَارِ‌كْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُ‌ورً‌ا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَكَفَىٰ بِرَ‌بِّكَ وَكِيلًا﴿٦٥﴾}

    صدق الله العظیم [الإسراء]
    { زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیسکه گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!» (۶۱) (سپس) گفت : «به من خبر بده، این کسی را که بر من برتری داده ای (به چه دلیل بوده است ؟ !) اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، فرزندانش را؛ جز عده ی کمی (گمراه و) ریشه کن خواهم کرد» . (۶۲) (خداوند) فرمود : «برو، پس هر کس از آنان، از تو پیروی کند ، بی تردید جهنم کیفر شماست، که کیفری کامل (و فراوان) است، (۶۳) و هرکس از آنان را که می توانی با صدایت بر انگیز، و با (یاری) سواران و پیادگانت بر آنها بتاز، و در اموال و فرزندان با آنها شرکت جوی، و به آنها وعده بده - و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی دهد - (۶۴) بی گمان توهرگز بر بندگان من سلطه ای نخواهی داشت؛ و پروردگار تو برای نگهبانی آنها کافی است ». (۶۵)}
    وخداوند تعالی فرمود:

    : {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾}صدق الله العظيم [الحجر]

    {وهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳)}

    سؤالی که مطرح می شود این است که آیا ابلیس ازجمله ملائکه آفریده شده از نور بود یا به گروهی ازملائکه جنی که از آتش خلق شده اند، تعلق داشت؟ وجواب آن را در آیات محکم کتاب واز فرمایش خداوند تعالی در می یابیم:

    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً}

    صدق الله العظيم [الكهف:50]

    {و زمانی که به فرشتگان گفتیم : «برای آدم سجده کنید » پس (همه) سجده کردند، بجز ابلیس ،که از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید ، آیا او و فرزندانش رابه جای من دوستان خود می گیرید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! ستمکاران چه جایگزین بدی دارند}

    لذا جنیان به دو گروه تقسیم می شوند و (گروهی) می توانند خود را به شبیه به موجودی دیگر درآورندو دلیل آن هم فرموده خداوند تعالی است که:

    {فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا}صدق الله العظيم

    منظور این نیست که جنیان به شکل مار هستند، بلکه مقصود خداوند این است که موسی با چشم خود تحول عصا به مار را دید؛ به این معنی که...دید عصا از شکل خود (که عصا بود) به موجودی دیگر تبدیل گردید؛ ماری که آشکارا زنده بود وانگار مثل جن توانایی تحول به شکل موجود دیگری را داشت.به همین علت خداوند تعالی می فرماید:

    {وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَ‌آهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرً‌ا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْ‌سَلُونَ﴿١٠﴾}صدق الله العظيم [النمل]

    {و عصایت را بیفکن، پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد، گویی که (مانند)جن است، (ترسید و) به عقب برگشت، و پشت سر خود نگاه نکرد؛ ای موسی ! نترس، که پیامبران در نزد من نمی ترسند.}

    از خلال این آیات، فتوای خداوند در مورد صفت آفرینش جنیان را می توان درک کرد: عده ای از آنان می توانند به محض آنکه خواستند به شکل موجود دیگری تحول یابند ؛ اما این تغییر شکل به واسطه قدرت خداوند است نه از توانایی های خود جنیان و فقط زمانی رخ می دهد که خداوند بخواهد(یعنی اگر خداوند نخواهد نمی توانند از این صفت استفاده کنند)

    اما از کرم خداوند صفت توانایی تحول ملائکه به برخی از جنیان نیز داده شد.دنیای ملائکه از نور است؛ هر ملکی که بخواهد در برابر بشر قرار بگیرد، حتماً به صورت یک انسان در برابرشان ظاهر خواهد شدخداوندتوانایی شبیه شدن وتغییر شکل به صورت موجودی دیگر را به آنها عطا فرموده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    {وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَ‌جُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ﴿٩﴾}صدق الله العظيم [الأنعام]

    {و اگر او (= فرستاده) را فرشته ای قرار می دادیم، حتماٌ وی را به صورت یک مرد در می آوردیم، وهمچنان امر (اورا که فرشته است)بر آنها پوشیده میداشتیم.یا همان را که دربردارند بر تن (فرشتگان) می کردیم}

    مثل زمانی که جبريل عليه الصلاة والسلام به سوی محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شد.خداوند تعالی می فرماید:

    {عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّ‌ةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾}صدق الله العظيم [النجم]

    {(فرشتۀ) بس نیرومند ( جبریل) او را تعلیم داده است,(5)(همان فرشتۀ) نیرومندی که (همانند او) در برابرش ایستاد.(6)}

    منظور از" الاستواء"این است که او را به شکل مردی کاملا شبیه (سویّ)انسان درآورد. مثل زمانی که خداوند رسولش جبریل ویکی دیگر از ملائکه را به سوی مریم فرستاد. سپس جبریل به صورت انسانی درآمد که مریم بتواند او را ببیند وبا او سخن بگوید. خداوند تعالی می فرماید:

    {فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً} صدق الله العظيم [مريم:17]

    {آنگاه (ما) روح خود ( جبر یل) را به سوی اوفرستادیم، پس به هیئت انسانی کامل بر اوظاهر شد}

    لذا "توانایی ملکی" یعنی توانایی تحول به شکلی دیگر به برخی از جنیان آفریده شده از آتش و به تمام ملائکه خلق شده از نورداده شد. جنیان دو گروهند که یکی از این گروه ها قادرند از شکلی که خداوند خلقشان نموده به شکلی دیگر درآیند.

    ممکن است یکی از انصار عزیزم سخن مرا قطع کرده و سؤال کند: آیا در نسل بشر ، کسانی هستند که خداوند از راه کرمش به تعدادی از آنان که جانشینان خلیفه خداوند بر عالمیان هستند قدرت تحول دهد که شبیه ملائکه ای شوند که از نورخلق شده اند؟و مستقیم از کلام خداوند تعالی پاسخ می دهیم:

    {وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ}صدق الله العظيم [الزخرف:60]

    {ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار می دهیم که جانشین باشند. (۶۰)}

    اما عزیزان من (احبتی فی الله) شما را نصیحت می کنم دعا کنید که خداوند شما را از این گروه(ملائکه بشری) قرار ندهد تا باعث نشوید بعد مرگتان مردم در حقتان مبالغه کرده و به سوی کفر بازگردند.

    از این تکریم عظیم خداوند چشم بپوشید تا نعیم اعظم خداوند تحقق یابد؛ مبادا این تکریم دوباره موجب شود تا پس از اینکه همگی مردم توسط خداوندهدایت یافتند ، متعاقب مرگتان در حقتان مبالغه کرده و به جای خداوند شما را بخوانند.

    آیا می دانید پدرو مادر شما آدم و حوا از این امر یعنی تحول مورد انتظار بشر به ملائکه آگاهی داشتند و شیطان نیز از همین نکته استفاده کرده و آنها را به توهم کشیدو به آنها گفت که او و همسرش با خوردن از همان درخت(ممنوعه) تبدیل به ملائکه شده اند ؟ (آیا می دانید) به آنها گفت اگر آدم و همسرش هم می خواهند توانایی تبدیل شدن به ملائکه را کسب کرده و تا دنیا برجاست جاودانه بمانند باید از آن درخت بخورند؟ آنها را به این توهم انداخت که جنیان ملایکه ای هستند که با خوردن از آن درخت توانایی تبدیل شدن از جن به ملائکه را به دست آورده اند. ابلیس به آدم و همسرش گفت:

    {مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:20]

    {وگفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد».}

    آدم و حوا گمان کردند راز تبدیل شدن مورد انتظاربشر به ملایکه و خلیفه شدن او در زمین در همین درختی است که خداوند آنها را از آن منع نموده و به اشتباه گمان کردند راز تبدیل شدن به ملائکه در این درخت نهفته است و اگر از آن بخورند ؛ مانند ابلیس و همسرش می توانند به ملائکه تبدیل شوند.سبحان الله العظیم! آدم وحواء عليهم الصلاة والسلام از حقیقت اسم اعظم خداوند آگاه نبودند به همین دلیل از آن درخت خوردند تا هم به ملائکه تبدیل شوند و هم تا زمانی که دنیا برجاست ؛در آن جنت (بهشت درون زمین)جاویدان بمانند. با این کار هم بهشت بزرگتر(نعیم اعظم) را از دست دادند هم بهشت کوچکتر(بهشت درون زمین) را.خداوند تعالی می فرماید:

    {وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَ‌بَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِ‌يَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾فَدَلّ َاهُمَا بِغُرُ‌ورٍ‌ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَ‌ةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَ‌بُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَ‌ةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَ‌بَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ‌ لَنَا وَتَرْ‌حَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]

    {وای آدم! تو وهمسرت در بهشت ساکن شو(يد), پس از هر جا که خواستيد, بخوريد, وبه اين درخت نزديک نشويد, که از ستمکاران خواهيد بود (۱۹)پس شيطان آن دو را وسوسه کرد, تا آنچه را از شرمگاهشان که از آنها پوشيده بود؛ در نظرشان آشکار سازد, وگفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد(۲۰)وبرای آن دو سوگند ياد کرد که من برای شما از خير خواهانم.(۲۱)پس آنها را با فريب (از مقام ومنزلشان) فرود آورد, وچون از آن درخت چشيدند, شرمگاهشان بر آنها آشکار شد, وشروع کردند به قرار دادن برگ (درختان) بهشت بر خود (تا آن را بپوشانند) وپروردگارشان آنها را ندا داد: آيا شما را از آن درخت منع نکردم, وبه شما نگفته بودم که شيطان دشمن آشکار شماست؟!(۲۲)گفتند: پروردگارا! ما به خود ظلم کرديم, واگر ما را نيامرزی وبر ما رحم نکنی, مسلّماً از زيانکاران خواهيم بود(۲۳)فرود آييد, در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود, وبرای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه وبهرمندی خواهد بود(۲۴)فرمود: در آن زندگی می کنيد ودر آن می ميريد, و(در رستاخيز) از آن بيرون آورده خواهيد شد(۲۵)}

    ممکن است ابراهیم عزیزم صحبت مرا قطع کرده و بگوید: منظور خداوند از:
    {اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم
    {فرود آييد, در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود, وبرای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه وبهرمندی خواهد بود(24) فرمود: در آن زندگی می کنيد ودر آن می ميريد, و(در رستاخيز) از آن بيرون آورده خواهيد شد(25)}
    چیست.مگر می شود از زمین به زمین فرود آمد ؟

    امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخش را چنین می دهد که :به درستی که این فرود آمدن(هبوط) از زمین به زمین بوده است درست مثل فرود آمدن بنی اسرائیل که از زمینی به زمین دیگر هبوط کردند و آنچه را که خیر بود رها کرده و چیزی را که کمتریا پایین تر بود به جایش برگزیدند. خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:61]

    {و (به یاد آورید) زمانی را که گفتید: « ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا شکیبائی نداریم، پس پروردگار خویش را بخوان، تا از آنچه زمین می رویاند, از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش برای ما بیرون آورد».(موسی) گفت: «آیا چیزی را که پست تر است به جای چیز بهتر جایگزین می کنید؟ به شهری فرود آیید، زیرا آنچه را خواستید در آنجا برای شما هست» و (مهر) ذلت و بینوائی بر آنان زده شد، و سزاوار خشم خدا گردیدند، چرا که آنان به آیات خدا کفر می ورزیدند، و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها بخاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.}

    پس منظور خداوند از هبوط و فرود آمدن خارج شدن از مکان بهتر ومنتقل شدن به مکان پایین تر و بدتر است ؛ درست مثل خارج شدن آدم از بهشت خداوند که در دل کره زمین بود به محلی دیگردر سطح کره زمین که باید سختی و مشکلات زیادی رادر طلب رزق تحمل می کرد.او در زمینی زندگی می کرد که درآن نه گرسنه و تشنه میشد و نه عریان می ماند .لذا او از محل بهتر خارج و به محل بدتری فرود آمد. به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید:

    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِ‌جَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَ‌ىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَ‌ةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَ‌بَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَ‌بُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ﴿١٢٣﴾} صدق الله العظيم [طه]

    {پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ امّا او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم! (۱۱۵) و به یاد آور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶) پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) (امّا تو در بهشت راحت هستی! و مزیّتش) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد! (۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: ای آدم! آیا می‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟! (۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند! (آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد،(و غوی=گمراه شد) و از پاداش او محروم شد! (۱۲۱) سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود. (۱۲۲) (خداوند) فرمود: همگی از آن فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود! (۱۲۳)}

    لذا روشن شد که منظور از هبوط خروج ازموقعیت بهتر و سقوط کردن در موقعیت پایین تر و بدتر است. لذا خداوند آدم و همسرش را به همراه نسل آنها که در پشتشان بود بیرون راند.شیطان با استفاده ازجنتی که در آن زندگی می کردند آنها را فریب داد و دچار فتنه کرد . شیطان آنرا را دچار این توهم ساخت تا گمان کنند راز ماندن و جاودانگی در حیات دنیا تا قیامت در همان درختی نهفته که خداوند آن را ممنوع اعلان فرموده است.
    پس مراقب باشید شیطان شما را با همان جنت فریب نداده و به فتنه نیندازد تا مثل آدم و حوا برای ماندن در آن آزمند شوید. آن جنت فتنه مسیح دجال است ، قصرهای آن از نقره و درهای آن از طلاست و در داخل آن زینت های فراوانی نهاده شده است. مراقب باشید که به شما دروغ نگوید.

    به خدا قسم که ملائکه او را با ننگ وسرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. او به وعده ای که به شما داده عمل نخواهد کرد و بزودی لشکر خداوند او را با ننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. ملائکه ای که به دستور خداوند او را از سرزمینی بیرون خواهند راند که وعده جانشینی در آن (مثل جانشینان قبلیش= (أن يستخلفهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم )را به محبان و حبیبان خود(يحبهم ويحبونه) داده شده است. خداوند زمین و دیاری را برای آنها به ارث می رساند که قطعاً تا به حال پای هیچ مسلمانی به آن نرسیده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}صدق الله العظيم [الأحزاب:27]
    {و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و (همچنین) زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ }
    اما مقصود خداوند تعالی از :{وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ}صدق الله العظيم ؛ چیست؟منظور محمد رسول الله و مسلمانانی است که با اوبودند.آنها زمین شیاطین یهودی بشر رابه ارث بردندچرا که بعد از پیمان بستن با خداوند ؛عهد را شکسته وآنچه که خداوند حفظ آن را سفارش نموده بود قطع کرده و در زمین فساد نمودند.

    اما مقصود خداوند تعالی از : {وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}صدق الله العظيم ،چیست؟مقصود وعده خداوند به قوم دیگری از مسلمانان است . آنها امام مهدی و مسلمانانی هستند که دعوت او را باور کرده و پیرو او شده اند.خداوند به آنها وعده فرموده است که اموال تمام شیاطین انس و جن از هرگونه ای که باشند و زمینی را که تا به حال پای آنها به آن نرسیده را به ایشان خواهد داد. در کتاب به این زمین بهشت بابل گفته شده است. مکانی است که شیطان یعنی ملک هاروت و همتایش (یارش) ماروت و فرزندانشان یعنی یأجوج و مأجوج بر آن مسلط بوده وساکن آن هستند. قصرهایی از نقره با درهای طلایی ساخته اند و آنها را به هرکسی که به خداوند کافر شده و پیرو شیطان گردد می دهند. هرکسی که مسیح کذاب را باور کرده و او را خدای خود بخواند قصری از نقره به او می دهند که دروازهایش از طلا و جواهر است وپله هایی که با آن از قصر بالا می روندو بسیار زیبا بوده و با جواهرات فراوان زینت شده اند.

    آن همان بهشت بابل،فتنه مسیح کذاب است . این بهشت در جایی قرار دارد که دو مشرق دارد(برای توضیحات بیشتر در مورد دو مشرق به بیان « مهدی منتظر،خلیفه خداوند بر بشر و آخرین خلیفه او از اهل بیت پاک و مطهر؛ تمام علماء امت اسلامی را مورد خطاب قرار میدهد » مراجعه شود). مراقب باشید شیطان شما را مانند پدر و مادرتان آدم و حوا دچار فتنه نکند . او آنها را با خیال واهی جاودانه شدن و اقامت ابدی در این بهشت به خوردن از درخت (ممنوعه ) کشاند. لذا از آن درخت خوردند زیرا حریص بودند که در آن زمین باقی بمانند.
    مراقب باشید که گرفتار فتنه شیطان نشوید .به دروغ به شما می گوید که شما وارث این زمین هستید . سپاه فرشتگان که سردارش وزیر مهدی منتظر یعنی ملك جبريل عليه الصلاة والسلام است آنها را از آنجا بیرون خواهند راند.. خداوند به جبریل فرمان داده است تا با تمام سپاهیان خداوند که از ملائکه آسمان های هفتگانه اند فرود آمده و به سپاه مهدی منتظر ملحق شوند. به آنها فرمان داده شده است که از خلیفه و عبد خداوند امام مهدی عبد نعیم اعظم اطاعت نمایند. لذا آنان ،ملک هاروت که همان مسیح کذاب است را به همراه همتایش ماروت و فرزندانشان(یأجوج و مأجوج) از ارض بابل بیرون خواهند راند؛ جایی که بهشت خداوند در زمین بوده و آنرا برای آرامش و آسایش جن و انس آفریده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    {وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}

    صدق الله العظيم [الرحمن]
    { زمین را برای خلایق آفرید و گسترانید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان (وگیاهان خوشبو) است. (۱۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (شما ای گروه جنّ و انس)؟! (۱۳)}

    و از آنجا که خداوند این مکان را برای دو گروه بزرگ انس و جن قرار داده است آنها را به صورت زوج خطاب می کند:
    {وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}

    صدق الله العظيم.

    { زمین را برای خلایق آفرید و گسترانید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان (وگیاهان خوشبو) است. (۱۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (شما ای گروه جنّ و انس)؟! (۱۳)}

    و این همان بهشتی است که می تواند باعث فتنه شود:

    {يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَ‌جَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِ‌يَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَ‌اكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَ‌وْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]
    {ای فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد, چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد, ولباسشان را از تنشان کند؛ تا شرمگاهشان را به آنها نشان دهد. بی گمان او وهمکارش شما را می بينند از جايی که شما آنهارا نمی بينيد, براستی ما شيطانها را دوستان کسانی قرار داديم که ايمان نمی آورند.}

    سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که شیطان چگونه آنها را به فتنه انداخته وباعث می شود به خداوند جهان کافر شده و خدا بودن او(شیطان) را باور کنند؟ جواب این است که" فتنه مسیح کذاب "سرزمینی است که در بهشت فتنه موجودیت مادی دارد و آن طور که شما فکر می کنید خداوند با معجزاتش او را یاری نمی کند.خداوند تعالی در آیات محکم کتاب درباره فتنه مسیح دجال می فرماید:
    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]

    {اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(33)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

    در جواب کسی که درباره همسر شیطان سؤال می کند باید گفت او با قدرت "کن فیکون" آفریده شده است و فرزندان ونوادگانش همگی از نسل شیطان بوده و دشمن خداوند و شما هستند.به همین دلیل است که خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّ‌يَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ﴿٥٠﴾}صدق الله العظيم [الكهف]

    {وبه یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس ،که از جن بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا،) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران! (۵۰)}

    خداوند آن دو را به صورت ملائکه درآورده بود به همین علت هم شیطان توانست آدم و همسرش را فریب دهد که اگر می خواهند مثل آنها تبدیل به ملائکه شوند و درتمام طول حیات دنیا جاودان بمانند ، باید از این درخت بخورند. در این صورت به دو فرشته جاویدان در زمینی تبدیل می شوند که خداوند ملک آنها قرار داده است :

    {مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]

    {وگفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد(20)و برایشان سوگند خورد که من از نصیحت کنندگان شما هستم(21).}

    آدم و همسرش گمان کردند آنها جنیانی هستند که از صفات ملائکه برخوردارند و راز تغییر انها از خلقت خودشان به ملائکه ، خوردن از آن درخت است، به همین علت است که شیطان نام آن درخت را درخت جاودانگی نهاده است؛ یعنی هر که از آن بخورد جاودانه و نامیرا خواهد شد. در حالی که این درخت در قرآن مورد لعن قرار گرفته و درختی است که از ریشه درآورده و در جهنم کاشته شده است و غذای گناهکاران است.

    هنوز مطالب زیادی ازعلم کتاب را خداوند در نزد ما گذاشته است که شما از آن بی خبر هستید.این امر برای کسانی که یقین ندارند غریب است .بنابر این ما به آنها ارفاق کرده و کتاب را جزء به جزء (کم کم)بیان می کنیم تا اعتقاد قلبی محبان خداوند وحبیبان او(يحبهم الله ويحبونه)تثبیت شده و بیان و شرح حق کتاب بر ایمانشان بیفزاید. برای خردمندان نیز ذکری است تا تقوی پیشه کنند.

    و آخر کلام این است که...چرا مسیح کذاب نمی تواند قصرهای نقره با دربهای طلا را به شما بدهد؟زیرا خداوند نهایتاً او را باننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهد راند.چراکه خداوند می داند اگر او را رها بگذارد مردم را به فتنه دچار کرده و همگی آنها را به طور یک دست به امتی کافر تبدیل خواهد نمود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]

    {اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(33)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

    اراده خداوند بر این است که این زمین را امام مهدی منتظر به ارث ببرد ؛امامی که در تلاش متحد ساختن مردم بر پایه ایمان به خداوند و پرستش به دور از شرک اوست. وقتی که من عزم رفتن به سوی آن زمین را کنم ؛ بر دروازه های آن ملائکه بشر به فرماندهی جبرئیل عليه وعليهم الصلاة والسلام را خواهم یافت که منتظرند تا از امر خلیفه خداوند و عبد او امام مهدی همانگونه که خداوند به آنان دستور داده اطاعت کنند. جنیان و انسانهای صالح نیز با ما خواهند بود. امور به سوی خداوندی باز می گردد که از نگاه های مخفیانه و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است.

    ای حبیبان خداوند شاید از بیان بعضی از آیات خودداری کنیم چون باعث کشف برخی از اسرار برای شیاطین جن و انسی می شود که دشمن هستند.اما شما با اصرارتان مرا وادار می کنید بعضی از آنها را عنوان کنم. بدانید زمانی که به بعضی از سؤالات قرآنی شما پاسخ نمی دهم ناشی از عجز من نیست بلکه در به تأخیر انداختن شرح آنها حکمتی نهفته است پس عصبانی نشوید.اگر شما و سایر پرسشگران مرا مجبور کنید و در صورتیکه خداوند بخواهد، بالاخره آنها را بیان خواهیم کرد. هرکه می خواهد ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر شود...

    اما می ترسم با بیان آنها برای شما خوش نیاید(سنگین باشد) و آنها را در ذهن و فکر شما بزرگ جلوه کند و کسانی هم که نمی دانند بگویند:چگونه ممکن است جبریل و تمام سپاهیان خداوند در آسمان های بالا از سپاهیان مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بوده و امر اورا اطاعت نمایند؟ جواب حقی که به آنها می دهم این است که : مگر خداوند قبل از این به آنها امر نفرمود که در مقابل خلیفه خدا آدم عليه الصلاة والسلام سجده کنند؟ پس چرا این قضیه در باره امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بنظرتان امر بزرگی میآید او که به دنبال این است که تمام مردم را در مسیر هدایت و ایمان متحد سازد؟!

    و هدف دشمن من مسیح کذاب ؛ شیطان، برعکس هدف مهدی منتظر است، چراکه می خواهد مردم بر پایه کفر به خداوند متحد شوند. هدف او همین است. و خداوند تعالی می فرماید:

    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]
    {اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(۳۳)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

    او می خواهد غضب خداوند را برانگیزد، چراکه خداوند از کفر بندگانش ناراضی است . خداوند تعالی می فرماید:

    {إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ}صدق الله العظيم [الزمر:7]

    {اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است وهرگز کفران را برای بندگانش نمی پسندد؛}

    لذا شیطان می کوشد با ایجاد امتی کافر ؛ رضوان خداوند در نفسش تحقق نیابد ،ولی تلاش امام مهدی در جهت عکس خواسته شیطان است. او می خواهد تمام مردم هدایت شده و در راه راست خداوند قرار گرفته و اورا بدون هیچ شریکی بپرستند تــــــا خداوند راضی گردد. رضوان نفس خداوند تحقق نمی یابد مگر اینکه بندگان او شکر گزار بوده و خداوند را بدون هیچ شریکی عبادت کنند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}صدق الله العظيم [الذاريات:56]

    { من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}

    اگر خواهان پرستش خداوند هستید ؛ با بیان حق قرآن مجید شما را به پیروی از رضوان او هدایت می کنم؛ از من پیروی کنید تا با قرآن مجید شما را به رضوان آن عزیز حمید راهبر باشم. خداوند تعالی می فرماید:

    {قَدْ جَاءَكُمْ رَ‌سُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرً‌ا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ‌ ۚ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ‌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِ‌ضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾}صدق الله العظيم [المائدة]

    {پیامبر ما به سوی شما آمد، تا بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‌کردید روشن می‌سازد، و از بسیاری از آن، صرف نظر می‌نماید. (آری،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (۱۵) خداوند به وسیله آن، کسانی را که از رضوان او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید. (۱۶)}

    وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين..
    أخو المؤمنين الذليل عليهم، العزيز على الكافرين الذين يريدون أن يطفئوا نور الله...
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني




    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?t=4265
    #2 ارسال شده در تاريخ 08-04-2018 در ساعت 11:41 PM

  3. ىدهلا دونجدهلا دونج آواتار ها
    ىدهلا دونجدهلا دونج
    کاربر سایت
    Jul 2018
    16
    10
    0
    0
    الإمام ناصر محمد اليماني

    10 - 09 - 2011 مـــ
    12 - 10 - 1432 هـــ
    10:58 صبح
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم 

    بیانی ازامام مهدی منتظر درباره توانایی ها و صفات جنیان و ملائکه و درباره فتنه مسیح کذاب


    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على جدي النبي الخاتم ورحمة الله وبركاته وعليه وعلى آله الأطهار وجميع أنصار الله في خلقه إلى يوم الدين...

    عزیز من ابوروان (حبیبی فی الله) خداوند رحمن در آیات محکم قرآن فتوی داده است که جن را از آتش گرم و سوزان(سموم) خلق کرده است .خداوند سبحان در آیات محکم قرآن می فرماید:

    {وَالْجَآنَّ خَلَقْناهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ} صدق الله العظيم [الحجر:27]

    { و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان(سموم) خلق کردیم! (۲۷)}

    منظور از "سموم" آتش جهنم است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ﴿٤١﴾ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ ﴿٤٢﴾}صدق الله العظيم [الواقعة]

    {واصحاب دست چپ (شقاوتمند) چه (وضع و) حالی دارند اصحاب دست چپ (شقاوتمند)؟!(41) در (میان) باد (آتش)سوزان وآب جوشان, قرار دارند.(42)}

    خداوند پدر جنیان را از آتش آفرید .و بعضی از آنها رابه خواست خود با دادن صفات ملائکه و توانائی متحول شدن به خلقی دیگر تکریم نمود .این امر برای امتحان کردن جنیان بود که آیا شکرگذاری خواهند کرد و یا در عوض کفران ورزیده ، متکبر شده و به آفرینش خود مغرور می شوند؟ از آن جمله ابلیس و فرزندانش بودند که برخی از صفات ملائکه را در خود داشتند ، کدام صفت را؟ توانایی تبدیل کردن خود از جن به موجودی دیگر. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ}صدق الله العظيم [القصص:31]

    {واینکه عصایت را بیفکن. پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد گویا که همچون جنیان است(ترسید و) به عقب برگشت و پشت سر خود را نگاه نکرد - (فرمود: ) ای موسی ! پیش آی، و نترس، بی گمان تو در امان هستی.}

    مقصود خداوند از این فرموده: {وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ} این است که عصا به شکل مار(ثعبان) تغییر کرد از همین جاست که استنباط می کنیم ویژگی خاصی که به جن داده شده است توانایی تغییر از یک موجود به شکل موجود دیگر است وبه همین علت خداوند تعالی می فرماید:{وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ}صدق الله العظيم

    از اینجا در می یابیم که جنیان با اجازه خداوند توانایی دارند خود را از شکل یک موجود به شکل موجود دیگر درآورند. خداوند به ملائکه ای هم که از نور آفریده شده اند این توانایی (شکل موجود دیگر شدن )را عطا فرموده است به همین دلیل است که می فرماید:

    {فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}صدق الله العظيم [مريم:17]

    {در این هنگام، ما روح خود را بسوی او فرستادیم؛ و او در شکل انسانی بی‌عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد! }
    بعد از آفرینش آدم ، خداوند به تمامی ملائکه امر فرمود تا برای آدم سجده کنند و همگی آنها اطاعت نمودند گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الحجر]

    {و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳) فرمود: «از بهشت (درون زمین ) بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (از درگاه ما!). (۳۴) و لعنت (و دوری از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!» (۳۵) گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (۳۶) فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (۳۷) (امّا نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معیّنی.» (۳۸)}
    سؤالی که مطرح می شود این است که با توجه به اینکه خداوند ابلیس را که از سجده کنندگان نبود ،از باقی ملائکه جدا نمودو دلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَ‌أَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّ‌مْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْ‌تَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّ‌يَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورً‌ا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَ‌جِلِكَ وَشَارِ‌كْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُ‌ورً‌ا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَكَفَىٰ بِرَ‌بِّكَ وَكِيلًا﴿٦٥﴾}

    صدق الله العظیم [الإسراء]
    { زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیسکه گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!» (۶۱) (سپس) گفت : «به من خبر بده، این کسی را که بر من برتری داده ای (به چه دلیل بوده است ؟ !) اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، فرزندانش را؛ جز عده ی کمی (گمراه و) ریشه کن خواهم کرد» . (۶۲) (خداوند) فرمود : «برو، پس هر کس از آنان، از تو پیروی کند ، بی تردید جهنم کیفر شماست، که کیفری کامل (و فراوان) است، (۶۳) و هرکس از آنان را که می توانی با صدایت بر انگیز، و با (یاری) سواران و پیادگانت بر آنها بتاز، و در اموال و فرزندان با آنها شرکت جوی، و به آنها وعده بده - و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی دهد - (۶۴) بی گمان توهرگز بر بندگان من سلطه ای نخواهی داشت؛ و پروردگار تو برای نگهبانی آنها کافی است ». (۶۵)}
    وخداوند تعالی فرمود:

    : {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾}صدق الله العظيم [الحجر]

    {وهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳)}

    سؤالی که مطرح می شود این است که آیا ابلیس ازجمله ملائکه آفریده شده از نور بود یا به گروهی ازملائکه جنی که از آتش خلق شده اند، تعلق داشت؟ وجواب آن را در آیات محکم کتاب واز فرمایش خداوند تعالی در می یابیم:

    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً}

    صدق الله العظيم [الكهف:50]

    {و زمانی که به فرشتگان گفتیم : «برای آدم سجده کنید » پس (همه) سجده کردند، بجز ابلیس ،که از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید ، آیا او و فرزندانش رابه جای من دوستان خود می گیرید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! ستمکاران چه جایگزین بدی دارند}

    لذا جنیان به دو گروه تقسیم می شوند و (گروهی) می توانند خود را به شبیه به موجودی دیگر درآورندو دلیل آن هم فرموده خداوند تعالی است که:

    {فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا}صدق الله العظيم

    منظور این نیست که جنیان به شکل مار هستند، بلکه مقصود خداوند این است که موسی با چشم خود تحول عصا به مار را دید؛ به این معنی که...دید عصا از شکل خود (که عصا بود) به موجودی دیگر تبدیل گردید؛ ماری که آشکارا زنده بود وانگار مثل جن توانایی تحول به شکل موجود دیگری را داشت.به همین علت خداوند تعالی می فرماید:

    {وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَ‌آهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرً‌ا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْ‌سَلُونَ﴿١٠﴾}صدق الله العظيم [النمل]

    {و عصایت را بیفکن، پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد، گویی که (مانند)جن است، (ترسید و) به عقب برگشت، و پشت سر خود نگاه نکرد؛ ای موسی ! نترس، که پیامبران در نزد من نمی ترسند.}

    از خلال این آیات، فتوای خداوند در مورد صفت آفرینش جنیان را می توان درک کرد: عده ای از آنان می توانند به محض آنکه خواستند به شکل موجود دیگری تحول یابند ؛ اما این تغییر شکل به واسطه قدرت خداوند است نه از توانایی های خود جنیان و فقط زمانی رخ می دهد که خداوند بخواهد(یعنی اگر خداوند نخواهد نمی توانند از این صفت استفاده کنند)

    اما از کرم خداوند صفت توانایی تحول ملائکه به برخی از جنیان نیز داده شد.دنیای ملائکه از نور است؛ هر ملکی که بخواهد در برابر بشر قرار بگیرد، حتماً به صورت یک انسان در برابرشان ظاهر خواهد شدخداوندتوانایی شبیه شدن وتغییر شکل به صورت موجودی دیگر را به آنها عطا فرموده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    {وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَ‌جُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ﴿٩﴾}صدق الله العظيم [الأنعام]

    {و اگر او (= فرستاده) را فرشته ای قرار می دادیم، حتماٌ وی را به صورت یک مرد در می آوردیم، وهمچنان امر (اورا که فرشته است)بر آنها پوشیده میداشتیم.یا همان را که دربردارند بر تن (فرشتگان) می کردیم}

    مثل زمانی که جبريل عليه الصلاة والسلام به سوی محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شد.خداوند تعالی می فرماید:

    {عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّ‌ةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾}صدق الله العظيم [النجم]

    {(فرشتۀ) بس نیرومند ( جبریل) او را تعلیم داده است,(5)(همان فرشتۀ) نیرومندی که (همانند او) در برابرش ایستاد.(6)}

    منظور از" الاستواء"این است که او را به شکل مردی کاملا شبیه (سویّ)انسان درآورد. مثل زمانی که خداوند رسولش جبریل ویکی دیگر از ملائکه را به سوی مریم فرستاد. سپس جبریل به صورت انسانی درآمد که مریم بتواند او را ببیند وبا او سخن بگوید. خداوند تعالی می فرماید:

    {فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً} صدق الله العظيم [مريم:17]

    {آنگاه (ما) روح خود ( جبر یل) را به سوی اوفرستادیم، پس به هیئت انسانی کامل بر اوظاهر شد}

    لذا "توانایی ملکی" یعنی توانایی تحول به شکلی دیگر به برخی از جنیان آفریده شده از آتش و به تمام ملائکه خلق شده از نورداده شد. جنیان دو گروهند که یکی از این گروه ها قادرند از شکلی که خداوند خلقشان نموده به شکلی دیگر درآیند.

    ممکن است یکی از انصار عزیزم سخن مرا قطع کرده و سؤال کند: آیا در نسل بشر ، کسانی هستند که خداوند از راه کرمش به تعدادی از آنان که جانشینان خلیفه خداوند بر عالمیان هستند قدرت تحول دهد که شبیه ملائکه ای شوند که از نورخلق شده اند؟و مستقیم از کلام خداوند تعالی پاسخ می دهیم:

    {وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ}صدق الله العظيم [الزخرف:60]

    {ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار می دهیم که جانشین باشند. (۶۰)}

    اما عزیزان من (احبتی فی الله) شما را نصیحت می کنم دعا کنید که خداوند شما را از این گروه(ملائکه بشری) قرار ندهد تا باعث نشوید بعد مرگتان مردم در حقتان مبالغه کرده و به سوی کفر بازگردند.

    از این تکریم عظیم خداوند چشم بپوشید تا نعیم اعظم خداوند تحقق یابد؛ مبادا این تکریم دوباره موجب شود تا پس از اینکه همگی مردم توسط خداوندهدایت یافتند ، متعاقب مرگتان در حقتان مبالغه کرده و به جای خداوند شما را بخوانند.

    آیا می دانید پدرو مادر شما آدم و حوا از این امر یعنی تحول مورد انتظار بشر به ملائکه آگاهی داشتند و شیطان نیز از همین نکته استفاده کرده و آنها را به توهم کشیدو به آنها گفت که او و همسرش با خوردن از همان درخت(ممنوعه) تبدیل به ملائکه شده اند ؟ (آیا می دانید) به آنها گفت اگر آدم و همسرش هم می خواهند توانایی تبدیل شدن به ملائکه را کسب کرده و تا دنیا برجاست جاودانه بمانند باید از آن درخت بخورند؟ آنها را به این توهم انداخت که جنیان ملایکه ای هستند که با خوردن از آن درخت توانایی تبدیل شدن از جن به ملائکه را به دست آورده اند. ابلیس به آدم و همسرش گفت:

    {مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:20]

    {وگفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد».}

    آدم و حوا گمان کردند راز تبدیل شدن مورد انتظاربشر به ملایکه و خلیفه شدن او در زمین در همین درختی است که خداوند آنها را از آن منع نموده و به اشتباه گمان کردند راز تبدیل شدن به ملائکه در این درخت نهفته است و اگر از آن بخورند ؛ مانند ابلیس و همسرش می توانند به ملائکه تبدیل شوند.سبحان الله العظیم! آدم وحواء عليهم الصلاة والسلام از حقیقت اسم اعظم خداوند آگاه نبودند به همین دلیل از آن درخت خوردند تا هم به ملائکه تبدیل شوند و هم تا زمانی که دنیا برجاست ؛در آن جنت (بهشت درون زمین)جاویدان بمانند. با این کار هم بهشت بزرگتر(نعیم اعظم) را از دست دادند هم بهشت کوچکتر(بهشت درون زمین) را.خداوند تعالی می فرماید:

    {وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَ‌بَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِ‌يَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾فَدَلّ َاهُمَا بِغُرُ‌ورٍ‌ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَ‌ةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَ‌بُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَ‌ةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَ‌بَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ‌ لَنَا وَتَرْ‌حَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]

    {وای آدم! تو وهمسرت در بهشت ساکن شو(يد), پس از هر جا که خواستيد, بخوريد, وبه اين درخت نزديک نشويد, که از ستمکاران خواهيد بود (۱۹)پس شيطان آن دو را وسوسه کرد, تا آنچه را از شرمگاهشان که از آنها پوشيده بود؛ در نظرشان آشکار سازد, وگفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد(۲۰)وبرای آن دو سوگند ياد کرد که من برای شما از خير خواهانم.(۲۱)پس آنها را با فريب (از مقام ومنزلشان) فرود آورد, وچون از آن درخت چشيدند, شرمگاهشان بر آنها آشکار شد, وشروع کردند به قرار دادن برگ (درختان) بهشت بر خود (تا آن را بپوشانند) وپروردگارشان آنها را ندا داد: آيا شما را از آن درخت منع نکردم, وبه شما نگفته بودم که شيطان دشمن آشکار شماست؟!(۲۲)گفتند: پروردگارا! ما به خود ظلم کرديم, واگر ما را نيامرزی وبر ما رحم نکنی, مسلّماً از زيانکاران خواهيم بود(۲۳)فرود آييد, در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود, وبرای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه وبهرمندی خواهد بود(۲۴)فرمود: در آن زندگی می کنيد ودر آن می ميريد, و(در رستاخيز) از آن بيرون آورده خواهيد شد(۲۵)}

    ممکن است ابراهیم عزیزم صحبت مرا قطع کرده و بگوید: منظور خداوند از:
    {اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم
    {فرود آييد, در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود, وبرای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه وبهرمندی خواهد بود(24) فرمود: در آن زندگی می کنيد ودر آن می ميريد, و(در رستاخيز) از آن بيرون آورده خواهيد شد(25)}
    چیست.مگر می شود از زمین به زمین فرود آمد ؟

    امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخش را چنین می دهد که :به درستی که این فرود آمدن(هبوط) از زمین به زمین بوده است درست مثل فرود آمدن بنی اسرائیل که از زمینی به زمین دیگر هبوط کردند و آنچه را که خیر بود رها کرده و چیزی را که کمتریا پایین تر بود به جایش برگزیدند. خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:61]

    {و (به یاد آورید) زمانی را که گفتید: « ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا شکیبائی نداریم، پس پروردگار خویش را بخوان، تا از آنچه زمین می رویاند, از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش برای ما بیرون آورد».(موسی) گفت: «آیا چیزی را که پست تر است به جای چیز بهتر جایگزین می کنید؟ به شهری فرود آیید، زیرا آنچه را خواستید در آنجا برای شما هست» و (مهر) ذلت و بینوائی بر آنان زده شد، و سزاوار خشم خدا گردیدند، چرا که آنان به آیات خدا کفر می ورزیدند، و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها بخاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.}

    پس منظور خداوند از هبوط و فرود آمدن خارج شدن از مکان بهتر ومنتقل شدن به مکان پایین تر و بدتر است ؛ درست مثل خارج شدن آدم از بهشت خداوند که در دل کره زمین بود به محلی دیگردر سطح کره زمین که باید سختی و مشکلات زیادی رادر طلب رزق تحمل می کرد.او در زمینی زندگی می کرد که درآن نه گرسنه و تشنه میشد و نه عریان می ماند .لذا او از محل بهتر خارج و به محل بدتری فرود آمد. به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید:

    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِ‌جَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَ‌ىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَ‌ةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَ‌بَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَ‌بُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ﴿١٢٣﴾} صدق الله العظيم [طه]

    {پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ امّا او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم! (۱۱۵) و به یاد آور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶) پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) (امّا تو در بهشت راحت هستی! و مزیّتش) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد! (۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: ای آدم! آیا می‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟! (۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند! (آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد،(و غوی=گمراه شد) و از پاداش او محروم شد! (۱۲۱) سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود. (۱۲۲) (خداوند) فرمود: همگی از آن فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود! (۱۲۳)}

    لذا روشن شد که منظور از هبوط خروج ازموقعیت بهتر و سقوط کردن در موقعیت پایین تر و بدتر است. لذا خداوند آدم و همسرش را به همراه نسل آنها که در پشتشان بود بیرون راند.شیطان با استفاده ازجنتی که در آن زندگی می کردند آنها را فریب داد و دچار فتنه کرد . شیطان آنرا را دچار این توهم ساخت تا گمان کنند راز ماندن و جاودانگی در حیات دنیا تا قیامت در همان درختی نهفته که خداوند آن را ممنوع اعلان فرموده است.
    پس مراقب باشید شیطان شما را با همان جنت فریب نداده و به فتنه نیندازد تا مثل آدم و حوا برای ماندن در آن آزمند شوید. آن جنت فتنه مسیح دجال است ، قصرهای آن از نقره و درهای آن از طلاست و در داخل آن زینت های فراوانی نهاده شده است. مراقب باشید که به شما دروغ نگوید.

    به خدا قسم که ملائکه او را با ننگ وسرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. او به وعده ای که به شما داده عمل نخواهد کرد و بزودی لشکر خداوند او را با ننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. ملائکه ای که به دستور خداوند او را از سرزمینی بیرون خواهند راند که وعده جانشینی در آن (مثل جانشینان قبلیش= (أن يستخلفهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم )را به محبان و حبیبان خود(يحبهم ويحبونه) داده شده است. خداوند زمین و دیاری را برای آنها به ارث می رساند که قطعاً تا به حال پای هیچ مسلمانی به آن نرسیده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}صدق الله العظيم [الأحزاب:27]
    {و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و (همچنین) زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ }
    اما مقصود خداوند تعالی از :{وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ}صدق الله العظيم ؛ چیست؟منظور محمد رسول الله و مسلمانانی است که با اوبودند.آنها زمین شیاطین یهودی بشر رابه ارث بردندچرا که بعد از پیمان بستن با خداوند ؛عهد را شکسته وآنچه که خداوند حفظ آن را سفارش نموده بود قطع کرده و در زمین فساد نمودند.

    اما مقصود خداوند تعالی از : {وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}صدق الله العظيم ،چیست؟مقصود وعده خداوند به قوم دیگری از مسلمانان است . آنها امام مهدی و مسلمانانی هستند که دعوت او را باور کرده و پیرو او شده اند.خداوند به آنها وعده فرموده است که اموال تمام شیاطین انس و جن از هرگونه ای که باشند و زمینی را که تا به حال پای آنها به آن نرسیده را به ایشان خواهد داد. در کتاب به این زمین بهشت بابل گفته شده است. مکانی است که شیطان یعنی ملک هاروت و همتایش (یارش) ماروت و فرزندانشان یعنی یأجوج و مأجوج بر آن مسلط بوده وساکن آن هستند. قصرهایی از نقره با درهای طلایی ساخته اند و آنها را به هرکسی که به خداوند کافر شده و پیرو شیطان گردد می دهند. هرکسی که مسیح کذاب را باور کرده و او را خدای خود بخواند قصری از نقره به او می دهند که دروازهایش از طلا و جواهر است وپله هایی که با آن از قصر بالا می روندو بسیار زیبا بوده و با جواهرات فراوان زینت شده اند.

    آن همان بهشت بابل،فتنه مسیح کذاب است . این بهشت در جایی قرار دارد که دو مشرق دارد(برای توضیحات بیشتر در مورد دو مشرق به بیان « مهدی منتظر،خلیفه خداوند بر بشر و آخرین خلیفه او از اهل بیت پاک و مطهر؛ تمام علماء امت اسلامی را مورد خطاب قرار میدهد » مراجعه شود). مراقب باشید شیطان شما را مانند پدر و مادرتان آدم و حوا دچار فتنه نکند . او آنها را با خیال واهی جاودانه شدن و اقامت ابدی در این بهشت به خوردن از درخت (ممنوعه ) کشاند. لذا از آن درخت خوردند زیرا حریص بودند که در آن زمین باقی بمانند.
    مراقب باشید که گرفتار فتنه شیطان نشوید .به دروغ به شما می گوید که شما وارث این زمین هستید . سپاه فرشتگان که سردارش وزیر مهدی منتظر یعنی ملك جبريل عليه الصلاة والسلام است آنها را از آنجا بیرون خواهند راند.. خداوند به جبریل فرمان داده است تا با تمام سپاهیان خداوند که از ملائکه آسمان های هفتگانه اند فرود آمده و به سپاه مهدی منتظر ملحق شوند. به آنها فرمان داده شده است که از خلیفه و عبد خداوند امام مهدی عبد نعیم اعظم اطاعت نمایند. لذا آنان ،ملک هاروت که همان مسیح کذاب است را به همراه همتایش ماروت و فرزندانشان(یأجوج و مأجوج) از ارض بابل بیرون خواهند راند؛ جایی که بهشت خداوند در زمین بوده و آنرا برای آرامش و آسایش جن و انس آفریده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    {وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}

    صدق الله العظيم [الرحمن]
    { زمین را برای خلایق آفرید و گسترانید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان (وگیاهان خوشبو) است. (۱۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (شما ای گروه جنّ و انس)؟! (۱۳)}

    و از آنجا که خداوند این مکان را برای دو گروه بزرگ انس و جن قرار داده است آنها را به صورت زوج خطاب می کند:
    {وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}

    صدق الله العظيم.

    { زمین را برای خلایق آفرید و گسترانید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان (وگیاهان خوشبو) است. (۱۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (شما ای گروه جنّ و انس)؟! (۱۳)}

    و این همان بهشتی است که می تواند باعث فتنه شود:

    {يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَ‌جَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِ‌يَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَ‌اكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَ‌وْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]
    {ای فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد, چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد, ولباسشان را از تنشان کند؛ تا شرمگاهشان را به آنها نشان دهد. بی گمان او وهمکارش شما را می بينند از جايی که شما آنهارا نمی بينيد, براستی ما شيطانها را دوستان کسانی قرار داديم که ايمان نمی آورند.}

    سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که شیطان چگونه آنها را به فتنه انداخته وباعث می شود به خداوند جهان کافر شده و خدا بودن او(شیطان) را باور کنند؟ جواب این است که" فتنه مسیح کذاب "سرزمینی است که در بهشت فتنه موجودیت مادی دارد و آن طور که شما فکر می کنید خداوند با معجزاتش او را یاری نمی کند.خداوند تعالی در آیات محکم کتاب درباره فتنه مسیح دجال می فرماید:
    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]

    {اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(33)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

    در جواب کسی که درباره همسر شیطان سؤال می کند باید گفت او با قدرت "کن فیکون" آفریده شده است و فرزندان ونوادگانش همگی از نسل شیطان بوده و دشمن خداوند و شما هستند.به همین دلیل است که خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّ‌يَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ﴿٥٠﴾}صدق الله العظيم [الكهف]

    {وبه یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس ،که از جن بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا،) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران! (۵۰)}

    خداوند آن دو را به صورت ملائکه درآورده بود به همین علت هم شیطان توانست آدم و همسرش را فریب دهد که اگر می خواهند مثل آنها تبدیل به ملائکه شوند و درتمام طول حیات دنیا جاودان بمانند ، باید از این درخت بخورند. در این صورت به دو فرشته جاویدان در زمینی تبدیل می شوند که خداوند ملک آنها قرار داده است :

    {مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]

    {وگفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد(20)و برایشان سوگند خورد که من از نصیحت کنندگان شما هستم(21).}

    آدم و همسرش گمان کردند آنها جنیانی هستند که از صفات ملائکه برخوردارند و راز تغییر انها از خلقت خودشان به ملائکه ، خوردن از آن درخت است، به همین علت است که شیطان نام آن درخت را درخت جاودانگی نهاده است؛ یعنی هر که از آن بخورد جاودانه و نامیرا خواهد شد. در حالی که این درخت در قرآن مورد لعن قرار گرفته و درختی است که از ریشه درآورده و در جهنم کاشته شده است و غذای گناهکاران است.

    هنوز مطالب زیادی ازعلم کتاب را خداوند در نزد ما گذاشته است که شما از آن بی خبر هستید.این امر برای کسانی که یقین ندارند غریب است .بنابر این ما به آنها ارفاق کرده و کتاب را جزء به جزء (کم کم)بیان می کنیم تا اعتقاد قلبی محبان خداوند وحبیبان او(يحبهم الله ويحبونه)تثبیت شده و بیان و شرح حق کتاب بر ایمانشان بیفزاید. برای خردمندان نیز ذکری است تا تقوی پیشه کنند.

    و آخر کلام این است که...چرا مسیح کذاب نمی تواند قصرهای نقره با دربهای طلا را به شما بدهد؟زیرا خداوند نهایتاً او را باننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهد راند.چراکه خداوند می داند اگر او را رها بگذارد مردم را به فتنه دچار کرده و همگی آنها را به طور یک دست به امتی کافر تبدیل خواهد نمود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]

    {اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(33)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

    اراده خداوند بر این است که این زمین را امام مهدی منتظر به ارث ببرد ؛امامی که در تلاش متحد ساختن مردم بر پایه ایمان به خداوند و پرستش به دور از شرک اوست. وقتی که من عزم رفتن به سوی آن زمین را کنم ؛ بر دروازه های آن ملائکه بشر به فرماندهی جبرئیل عليه وعليهم الصلاة والسلام را خواهم یافت که منتظرند تا از امر خلیفه خداوند و عبد او امام مهدی همانگونه که خداوند به آنان دستور داده اطاعت کنند. جنیان و انسانهای صالح نیز با ما خواهند بود. امور به سوی خداوندی باز می گردد که از نگاه های مخفیانه و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است.

    ای حبیبان خداوند شاید از بیان بعضی از آیات خودداری کنیم چون باعث کشف برخی از اسرار برای شیاطین جن و انسی می شود که دشمن هستند.اما شما با اصرارتان مرا وادار می کنید بعضی از آنها را عنوان کنم. بدانید زمانی که به بعضی از سؤالات قرآنی شما پاسخ نمی دهم ناشی از عجز من نیست بلکه در به تأخیر انداختن شرح آنها حکمتی نهفته است پس عصبانی نشوید.اگر شما و سایر پرسشگران مرا مجبور کنید و در صورتیکه خداوند بخواهد، بالاخره آنها را بیان خواهیم کرد. هرکه می خواهد ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر شود...

    اما می ترسم با بیان آنها برای شما خوش نیاید(سنگین باشد) و آنها را در ذهن و فکر شما بزرگ جلوه کند و کسانی هم که نمی دانند بگویند:چگونه ممکن است جبریل و تمام سپاهیان خداوند در آسمان های بالا از سپاهیان مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بوده و امر اورا اطاعت نمایند؟ جواب حقی که به آنها می دهم این است که : مگر خداوند قبل از این به آنها امر نفرمود که در مقابل خلیفه خدا آدم عليه الصلاة والسلام سجده کنند؟ پس چرا این قضیه در باره امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بنظرتان امر بزرگی میآید او که به دنبال این است که تمام مردم را در مسیر هدایت و ایمان متحد سازد؟!

    و هدف دشمن من مسیح کذاب ؛ شیطان، برعکس هدف مهدی منتظر است، چراکه می خواهد مردم بر پایه کفر به خداوند متحد شوند. هدف او همین است. و خداوند تعالی می فرماید:

    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]
    {اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(۳۳)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

    او می خواهد غضب خداوند را برانگیزد، چراکه خداوند از کفر بندگانش ناراضی است . خداوند تعالی می فرماید:

    {إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ}صدق الله العظيم [الزمر:7]

    {اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است وهرگز کفران را برای بندگانش نمی پسندد؛}

    لذا شیطان می کوشد با ایجاد امتی کافر ؛ رضوان خداوند در نفسش تحقق نیابد ،ولی تلاش امام مهدی در جهت عکس خواسته شیطان است. او می خواهد تمام مردم هدایت شده و در راه راست خداوند قرار گرفته و اورا بدون هیچ شریکی بپرستند تــــــا خداوند راضی گردد. رضوان نفس خداوند تحقق نمی یابد مگر اینکه بندگان او شکر گزار بوده و خداوند را بدون هیچ شریکی عبادت کنند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}صدق الله العظيم [الذاريات:56]

    { من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}

    اگر خواهان پرستش خداوند هستید ؛ با بیان حق قرآن مجید شما را به پیروی از رضوان او هدایت می کنم؛ از من پیروی کنید تا با قرآن مجید شما را به رضوان آن عزیز حمید راهبر باشم. خداوند تعالی می فرماید:

    {قَدْ جَاءَكُمْ رَ‌سُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرً‌ا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ‌ ۚ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ‌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِ‌ضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾}صدق الله العظيم [المائدة]

    {پیامبر ما به سوی شما آمد، تا بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‌کردید روشن می‌سازد، و از بسیاری از آن، صرف نظر می‌نماید. (آری،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (۱۵) خداوند به وسیله آن، کسانی را که از رضوان او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید. (۱۶)}

    وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين..
    أخو المؤمنين الذليل عليهم، العزيز على الكافرين الذين يريدون أن يطفئوا نور الله...
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني




    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?t=4265
    #3 ارسال شده در تاريخ 08-04-2018 در ساعت 11:42 PM

  4. ىدهلا دونجدهلا دونج آواتار ها
    ىدهلا دونجدهلا دونج
    کاربر سایت
    Jul 2018
    16
    10
    0
    0
    امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند

    الإمام ناصر محمد اليماني
    30 - جمادى الأولى - 1428 هـ
    18 - 04 - 2007 مـ
    08:52 مساءً

    ـــــــــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

    امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند


    بسم الله الرحمن الرحيم

    از جانب عبد و خلیفه خداوند بر بشر، مهدی منتظر امام دوازدهم از اهل بیت پاک ومطهر - هرکه می خواهد(به این امر) ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر گردد - از امام یاری دهنده (ناصر) به محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم؛ به تمام علمای سنی و شیعه و علمای تمام مذاهب اسلامی و پیروانشان، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في السماوات والأرض في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين، ثم أما بعد ...


    خطاب من به تمام علمای امت اسلامی است، همه شما را دعوت می کنم تا نه برای سرگرمی بلکه به صورتی کاملاً جدی به مباحثه بپردازیم. گفتگویی که بر اساس براهین و دلایل قاطع و روشن و برگرفته از قرآن باشد ؛ و برای مردم روشن کند که آیا من واقعاً مهدی منتظرم، یا مثل مفتریان دیگری هستم که ادعای مهدویت کرده اند. اگر توانستید با دلیل و حجت واضح از قرآن مرا شکست دهید؛ برای مردم مشخص خواهد شد که من در گمراهی بوده و احدی از من پیروی نخواهد کرد.اما اگر من حقیقت را برایتان ثابت کردم، برای شما و تمام مردم عالم روشن خواهد شد که دعوت من به سوی حق و هدایت به راه راست –صراط مستقیم- است راه خداوند عزیز و حمید.

    من نه رسول خداوند هستم و نه نبی او، بلکه خداوند مرا امام شما و داور بین شما قرار داده است تا به حق در مسائل مورد اختلاف بین تان داوری نمایم . نه وحی جدیدی در کار است و نه کتابی جدید ، بلکه بازگشت است : در درجه اول به کتاب خداوند ودر درجه دوم به سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم. بین کتاب خداوند و سنت رسولش تفاوتی قایل نمی شوم چرا که سنت رسول الله چیزی بیش از این قرآن عظیم نبوده،و تنها توضیح وبیان همین قرآن برای عالمیان است. شایسته سنت رسول الله نیست که با آنچه از جانب خداوند در قرآن نازل شده است، مغایرت و مخالفت داشته باشد ؛لذا من ازعلمای امت اسلامی دعوت می کنم که در مطالب مورد اختلاف، حکمبت قرآن عظیم را بپذیرند .پس به اذن خداوند بین آنها به حق حکم خواهم کرد. این حکم از روی میل و براساس گمان نخواهد بود چرا که گمان در بیان حق جایی ندارد و کسی را از آن بی نیاز نمی کند؛ بلکه استخراج حکم قطعی و نهایی به دور از بیهوده گویی و بر اساس قرآن عظیم خواهد بود...وبه جز از قرآن به چه حدیثی می خواهید ایمان بیاورید؟

    آنچه که از سنت رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را که حق باشد ، برایتان ثابت کرده و خود نیزاز آن پیروی می کنم و احادیث باطلی که از جانب خداوند دلیلی برای آن فرستاده نشده و (مطالب)افترایی است که توسط برخی از صحابه(ظاهری)رسول الله به خداوندو رسولش داده شده را نیز برایتان ثابت خواهم کرد. این افراد نه از صحابه (واقعی)پیامبر ، که صحابه شیطان رجیم و اولیاء مخلص او وبندگان طاغوت و شیاطین بشر از قوم یهود بودند که در قرآن عظیم از آنها یاد شده و سوره ای نیز در موردشان نازل گردید ،تا رسول الله و صحابۀ طیب و طاهری که با تمام وجود با او بودند، از آنها برحذر باشند . مکارانی از طائفه یهود که به اسلام و ایمان تظاهر کردند تا از صحابه رسول الله شوند ولی علیرغم ظاهرشان در باطن برعلیه خداوند و رسول و مؤمنین دسیسه می کردند ؛ لذا از راویان حدیث شدند تا با روایت هایی که هم با کلیت قرآن و هم با آیات محکم و واضح آن اختلاف زیادی دارند، مسلمانان را از راه خداوند گمراه کنند .خداوند تعالی در سوره المنافقین می فرماید:

    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُ‌وا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣﴾ وَإِذَا رَ‌أَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْ‌هُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴿٤﴾}صدق الله العظيم

    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند). (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند و مردم را از راه خدا باز داشته اند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی دیرک تکیه داده شده به دیوارند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)}
    ای علمای امت اسلامی خداوند نفرموده است نزدیک بود مانع پیروی از راه خداوند شوند؛ بلکه خداوند تعالی می فرماید: {فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم،خداوند روشن می کند که یهودیان منافق که از شیطان های بشر بودند موفق شده اند از راویان حدیث (جعلی)گردیده و مانع پیروی از راه خداوند گردند. صحابه ای که قلبشان مردد یا منحرف بود و کسانی که علم کافی نداشتند به آنها گوش دادند واینگونه شد که احادیثی به ما رسید که دلیلی نداریم ازجانب خداوند فرستاده شده باشند زیرا با قرآن عظیم به کلی متفاوت و مغایرند. حال ای علمای امت اسلامی راه چاره چیست؟ به شما بگویم که امکان بهانه آوردن(هم) ندارید و این خداوند و رسولش هستند که با ارائه راهکار این مشکل ، حجت را بر شما تمام کرده اند .راه حل و حکم در قرآن عظیم ذکر شده است.لذا اگر ما در قرآن تدبر کنیم؛ بین قرآن و احادیث مجعول اختلاف بسیاری پیدا می کنیم. راویان منافق حدیث وقتی همراه با صحابه واقعی به حضور رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم - می رسیدند؛ در مقابل رسول الله به صحابه حقیقی ایشان می گفتند "اطیعوا الله و رسوله"(از خداوند و رسولش اطاعت کنید) و به آنها سفارش می کردند تا بیانات رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را درست نقل کنند؛خداوند تعالی می فرماید:

    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء]
    { و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید. }
    ای علمای امت، خداوند شما را خطاب قرار می دهد ،ای مسلمانان اگر آنچه که برایتان آورده شد {أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ} بود ؛ این از جانب خداوند و رسولش است وهرکس از خداوند ورسولش اطاعت نماید هم در دنیا در امنیت خواهد بود و هم در آخرت؛ {أَوِ الْخَوْفِ} این از جانب غیر خداو از احادیث و روایات شیاطین بشر یهودی است {أَذَاعُوا بِهِ} این به اختلاف علمای مسلمین اشاره دارد ،عده ای آنرا به حق از جانب خداوند و رسولش می دانند ؛ عده ای در آن تردید کرده و در مورد حقیقی بودن آن تشکیک می کنند در حالیکه اگر آنرا به نزد رسول الله {وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ} و اگررسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- نبودند نزد{وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} می بردند ،می توانستند از حقیقت آن آگاه شوند. "اولی الأمر" راسخون درعلم اند و خداوند دانش کتاب قرآن عظیم و محکمات و متشابهات آنرا به آنها الهام نموده است تا در هر عصری (که باشند) این دانش دلیلی برای خلافت آنها باشد. خداوند تعالی می فرماید: {ثُمَّ أَوْرَ‌ثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم}[فاطر:32]

    خداوند آنان را قادر می سازد تا بتوانند حکم حق را درمورد حدیث مورد مناقشه بین علمای مسلمین ،از قرآن استخراج نمایند .چراکه خداوند شما را آگاه فرموده است که اگر به قرآن بازگشته و با تدبر آن را قرائت نمایید بین حقیقت قرآنی و آنچه که در این حدیث از آن به عنوان حقیقت سخن به میان آمده است اختلاف زیادی خواهید یافت .لذا خداوند قرآن را تا روز قیامت از تحریف محفوظ نگاه داشته است تا در موارد اختلاف علمای حدیث مرجع اساسی باشد.اگر کسی گفت برادر! خداوند در این آیه با کفار صحبت می نماید که: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند} جواب من این است که خیر خطاب خداوند به کسانی است که به اوو رسولش ایمان دارند ، به همین دلیل می فرماید:{وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} لذا (منظور از مِنْهُمْ) مؤمنان است نه کافران.
    ای علمای امت اسلام ؛ آیا بالاخره به فرمان خداوند در مورد رجوع به کتاب مرجع گردن می نهید؟ کتابی که هیچ باطلی نه در گذشته به آن راه یافته و نه در آینده بدان راه خواهد یافت؟ کتابی که راهنما و رحمت بر مؤمنان بوده و ذکر محفوظی است که تا روز جزا از تحریف درامان خواهد بود. هرجا دیدیم حدیثی به کلی با قرآن اختلاف زیادی دارد ، به یقین می دانیم که خداوند برای آن دلیلی نفرستاده و به دروغ به خداوند و رسولش نسبت داده شده است . چراکه هم قرآن از جانب خداست و هم سنت ؛ سنت خداوند برای روشن کردن آیات نازل شده در قرآن عظیم است . دو جزئی که از یکدیگر جدا نبوده و در هیچ امری ؛هیچگونه اختلافی با یکدیگر ندارند .هرکس به قرآن یا ( آن قسمتی از)سنت رسول الله که مخالف قرآن نیست ایراد گرفته و یا در آن دو تردید کند؛ به آنچه که به محمد صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شده کافر است.
    ای علمای امت اسلام؛ حق پیروانتان برگردن شماست چون اگر شما هدایت شده و باور کنید آنها نیز پذیرفته و هدایت می شوند و اگر شما نپذیرفته و تکذیب کنید ،آنها نیز چنان می کنند. گرچه ( بهانه پیروی از شما) در برابر خداوند برایشان فایده ای نداشته و از بارگناهان شان نمی کاهد؛ ولی اگر دعوت رجوع به کتاب خداوند را رد کنید ،هم بار گناه خودتان را بر دوش خواهید کشید هم بار گناهان آنها را وکجاست داوری که بهتر از خداوند حکم کند؟

    {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾}[الجاثية]

    { به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}

    من تاکنون نسبت کفر به شما نداده ام ؛ بلکه اگر از این پس سرپیچی کنید.....اهل سنت می گویند : آنچه که از پدران ما برجا ی مانده برای ما کافیست و ما دنباله رو آنها هستیم ؛ حال چه این میراث مخالف قرآن باشد و چه موافق آن.ما می دانیم که آنها افراد قابل اعتمادی بوده و به طور کامل زیرنظر بوده اند .لذا اگر اول کفش پای چپشان را در می آوردند بعد کفش پای راستشان را ؛ماهم چنان می کنیم. 

    ای علمای سنت، مرا سزاوار نیست که در صداقت راوی حدیث شک کرده و به آنها بی حرمتی کنم، بلکه حقیقت (اعمال) آنها را به خدایی که از نگاه های دزدیده و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است واگذار می کنم. چه بسا کسی بگوید این حدیث جعلی را فلانی از فلانی از فلانی از رسول الله شنیده است آنها مثل آن گرگی که خون یوسف بر گردنش گذاشته شده بیگناهند.لذا بی حرمتی و یا تردید در باره احدی از صحابه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را حرام می کنم. بلکه بدون ذکر راوی، حدیثی که می بینم با آیات محکم کتاب مغایرت دارد را رد می کنم. ممکن است حدیث از جانب چند نفر ذکر شده و انتقال یافته باشد اما فقط یکی از این افراد است که گناه جعل حدیث؛ بر عهده اوست .من که نمی دانم کدام یک گناهکار است بین من و آنها صدها سال فاصله است! البته اگر هم عصر یکی از آنها بودم تا سؤال زیر را نمی پرسیدم به کسی توهین نمی کردم. سؤال این است : آیا رسول الله این حدیث را بیان فرموده اند؟ اگر جواب مثبت می داد گردنش را زده و انگشتانش راقطع می کردم تا قلبم آرام گرفته و عصبانیتم فرو نشیند.مگرمیتوانم بپذیرم سخن او درست و قابل قبول باشد و کتاب خداوند رب العالمین دروغ؟ مگر می شود رسول الله که از روی هوا و میل خود سخنی نمی گفت، کلامی را بیان کند که در مخالفت آشکار با آیات محکم و روشن کتاب خدا باشد ؟ آیاتی که به وضوح خورشیدی هستند که در پهنه آسمان است.و من از این آیات روی گردانیده و حدیثی را بپذیرم که ماهیت آن با حقایق آنها (آیات محکم کتاب)اختلاف داشته باشد.

    شما را چه شده است چگونه حکم می کنید که خداوند با معجزات به دشمن من مسیح دجال کمک می کند تا گواهی بر صحت ادعایش باشد. به آسمان می گوید ببار ؛ می بارد.. به زمین می گوید برویان؛ می رویاند .سپس مرده را زنده می کند ؛ مردی را از وسط به نیمه کرده و از وسط نصف کرده و سپس او را بعد از مرگ دوباره زنده می کند؟ آیا آدم عاقل این سخنان را باور می کند؟به خدا اگر به الاغ بگویی: ای الاغ می دانی در آخرالزمان مسیح دجالی است که خروج کرده و ادعا می کند که خداست و آسمان و زمین آفریده اوست. بعد برای اثبات راستگویی اش به آسمان می گوید ببار؛ می بارد . به زمین می گوید برویان؛ رویش می کند؟؟الاغ سرش را بالا آورده و با عصبانیت گوش هایش را راست کرده و می گوید: به خدا نمی تواند این کارها را کرده و ادعای خدایی بکند، خدا را نسزد که با دلایل واقعی و حقیقی ادعای باطلی را تأیید نماید. خداوند پاک و منزه و بسیار والامقام تر از این است . (واین افترا؛ برتری طلبی بزرگی است!!)

    ای مسلمان ها ، شما را چه شده است که مثل الاغی شده اید که نمی داند بارش چیست؟ این قرآن را می خوانید ولی حقایق آیات محکم و واضح و روشن آنرا درک نمی کنید. با تمام احترامی که برای علمای مسلمان وپیروانشان قائل هستم؛ این چیزی جز حقیقت نیست. این مثالی است که در قرآن در مورد کسانی زده شده است که کتاب خداوند را خوانده و بدون تدبر ازنشانه های آیات محکم کتاب می گذرند . . آیاتی که خداوند آن ها را برای هر فرد عرب زبانی به وضوح و روشنی بیان نموده است.

    بیایید تا برایتان هزار دلیل و برهان حقیقی در رد احادیث فتنه برانگیزی که در آن ذکری از یاری شدن مسیح دجال با معجزاتی از جانب خداوند شده است بیاورم. من به آیات متشابه استناد نخواهم کرد بلکه از آیات محکم ؛واضح و روشنی که برای عالم و جاهل و هر عرب زبانی قابل درک است دلیل می آورم . خداونداین آیات رااساس کتاب(ام الکتاب) قرار داده و شب و روزشان یکی است(کاملاً روشن هستند) وتنها کسانی که در حق خود ظلم کنند از آن منحرف می شوند. به همین علت است که خداوند آنها (آیات محکم)را از تأویل توسط محمد صلى الله عليه وسلم وناصر محمد بی نیاز ساخته است. خداوند باطن و ظاهر آنها را مثل یکدیگر قرار داده است تا دیگرنیازی به تفسیر وتأویل محکمات قران نباشد هرکس که عربی بداند وقتی آن را بخواند ظاهر و باطن آن را درک می کند.

    اما ای علمای مسلمان – این چه ننگ شومی است که –یهودیان توانسته اند در زمینه قرآن باعث گمراهی شما شوند . در مورد آیات متشابه که جز خداوند کسی تأویل آن را نمی داند ؛ نمی توان شما را سرزنش کرد؛ اما (درباره)انحراف از آیات محکم چه؟آیات واضح و روشنی که اساس کتاب هستند تا باعث تحکیم باور مسلمانان نسبت به خدایشان شود که :
    کسی جز پدیدآورنده آسمانها و زمین قادر به نزول باران نیست.

    {فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْ‌ضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْ‌هًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿١١﴾} [فصلت]

    { به آن و به زمین( هفتگانه) دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم }

    {هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُ‌ونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ} [لقمان:11] 

    {این آفرینش خداست؛ امّا به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند}

    اما برای اثبات این امر ،بنگرید جواب یک مؤمن به کسی که ادعای خدایی می کند چگونه است. خداوند تعالی می فرماید:

    {وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَ‌اهِيمَ} [الأنعام:83]

    {اینها دلایل ما بود که به ابراهیم دادیم}
    ترا به خدا نگاه کنید ابراهیم علیه الصلاة و السلام در برابر فردی که ادعای خدایی کرد چگونه از خداوند حجت آورد. ابراهیم به او گفت:

    {رَ‌بِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ}[البقرة:258]

    {ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم!}

    ابراهیم گفت اگر راست می گویی نشانم بده؟ او دو زندانی آورد و گفت این یکی را اعدام می کنم پس او را کشته ام ،دیگری را رها می سازم تا زنده بماند. مقصود ابراهیم این نبود .اوآفرینش انسان و زنده کردن آن بعد از مرگ اشاره داشت. مدعی خدایی فکر کرد که مباحثه با ابراهیم پیروز شده است. ابراهیم گفت:

    {فَإِنَّ اللَّـهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِ‌قِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِ‌بِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ‌ ۗ} [البقرة:258]

    {خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ خورشید را از مغرب بیاور آن مرد کافر، مبهوت شد.}
    ای مسلمانان ( آگاه باشید) که صحابه یهودی نمی توانست مستقیماً قرآن را تحریف کند ، لذا با وارونه کردن احادیث باعث شد تا به آنچه که خداوند برمحمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل فرموده است کافر شوید. درباره این احادیث زیاد با من بحث خواهید کردید ولی هیهات...من با کمک قرآن به جهاد با شما برخاسته و در مقابلتان ایستادگی می کنم. اینگونه احادیث جعلی را زیر پا انداخته و پایمال میکنم واین کتاب خداوند و سنت رسولش است که بر سرم جای دارند.

    من در قرآن درباره این عقیده منکرو باطل، چیزی پیدا نمی کنم، بلکه می بینم خداوند با فرستادن معجزات به یاری انبیاء و رسولانش می
    آید تا تأییدی بر صحت دعوتشان باشد.آیا غیر از خداوندی که پیامبران ؛مردم را به عبادت خالی از شرک او دعوت می نمایند ؛ کس دیگری قادر به این کار هست؟ اگر دعوت به سوی باطل باشد با معجزات کمک که نمی شود هیچ بلکه آنها را گرفتار عذاب بسیار بدی می کند. سنت خداوند در کتابش این است که معجزات را نمی فرستد مگر برای اینکه مردم را بترساند تا دعوت رسولان را تکذیب نکنند و در غیر این صورت با عذاب خداوند هلاک خواهند شد. خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]

    { هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}

    سیاق این آیه نشان دهنده قانون فرستادن معجزه در کتاب خداوند است. خداوند ازارسال معجزه برای محمد صلى الله عليه وسلم امتناع نکرده است که آن را برای مسیح دجال نگه دارد. خداوند تعالی علت آن (عدم ارسال معجزه برای رسول الله)را برایمان بیان نموده است:

    {وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾}صدق الله العظيم
    {هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
    ای مسلمانان ( بدانید که ) یهودیان در مورد" قاعدۀ معجزات در کتاب خداوند" شما را به فتنه دچار کرده اند. قطعاً واز روز ازل خداوند هیچگاه مدعیان باطل را با معجزه یاری نکرده است... پاک و منزه است او ؛ او بسی بالاتر ازاین (افترای) بزرگ است.چگونه ممکن است خداوند پیروان باطل را با فرستادن معجزه یاری کند؟ ای مسلمانان آخر این چه افترایی است که به آن ایمان دارید؟ اما من نسبت به این افترای یهودی کافرم و به وسیله قرآن عظیم به جنگ این افترا آمده و آن را باطل می کنم .اگر همه شیاطین جن و انس جمع شوند نمی توانند حتی یک حقیقت مانند حقایق این کتاب عظیم بیاورند. اگر به کمک و یاری یکدیگر هم بیایند؛ همگی شان باهم باز قادر نخواهند بود حتی یک پشه خلق کنند.اما ای مسلمانان شما به دروغ بسیار بزرگتر از پشه ایمان آورده و فکر می کنید مسیح دجال مرده را زنده میکند!

    ممکن است کسی سخن مرا قطع کند که بگوید:" صبرکن ؛ مسیح دجال فقط یک نفر را زنده می کند ".مادرهایتان به عزایتان بنشینند .آخر زنده کردن (همان) یک نفر دلیلی خواهد بود که او قادر است همه مرده ها را مثل همین مردی که دوشقه کرده بود،زنده کند . حال بیایید حکم کتاب خداوند را برایتان بیاورم که آیا پیروان باطل قادر به این کار هستند؟ می بینید که خداوند می فرماید اگر قادر باشند به جای خداوند این کار را انجام دهند، ادعای پیروان باطل به اثبات می رسد. خداوند تعالی می فرماید:

    {فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾إِنَّهُ لَقُرْ‌آنٌ كَرِ‌يمٌ ﴿٧٧﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ ﴿٧٩﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِ‌زْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُ‌ونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُ‌ونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]

    { سوگند به جایگاهی که ستارگان اشغال می کنند (۷۵) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست یابند (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را سست و کوچک می‌شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزی هایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
    اما ای مسلمانان عقیده شما کاملا برعکس این آیه است . آنچه که در این آیه پیدا می کنیم این است که رب العالمین، پیروان باطل را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مرده را زنده کرده و روح را به جسدش بازگردانند.خداوند تعالی با تحدی می فرماید: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}

    ای مسلمانان !شما را به خدا قسم، آیا این آیه نیاز به توضیح و تأویل دارد؟ این تحدی و مبارزه طلبی واضح ربانی است تا کسانی که برای خداوند شریک قائلند (اگر می توانند )روح را بعد از خروج به جسد بازگردانند.

    شاید یکی از مسیحیان حرف مرا قطع کرده و بگوید:" الله اکبر الله اکبر ؛ پس معلوم شد عیسی مسیح فرزند مریم همان خداوند است چون مرده را زنده میکند."جواب می دهم :ای دشمن خداو دشمن عیسی مسیح فرزند مریم -عليه الصلاة والسلام -خاموش شو.مگر معجزه زنده کردن مردگان برای اثبات دعوت بنده و رسول خداوند مسیح عیسی بن مریم عليه الصلاة والسلام نبود؛دعوت به عبادت و بندگی خدای من و خدای شما؟ آیا تنها فرزند مریم عليه الصلاة والسلام قادر به این کار بود؟ زمانی که بنی اسراییل کسی از خودشان را به قتل رساندند خداوند موسى عليه الصلاة والسلام را هم تأیید نمود:

    {فَادَّارَ‌أْتُمْ فِيهَا ۖ وَاللَّـهُ مُخْرِ‌جٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٧٢﴾ فَقُلْنَا اضْرِ‌بُوهُ بِبَعْضِهَا} [البقرة:72-73]

    { سپس درباره (قاتل)او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی می‌داشتید، آشکار می‌سازد. (۷۲) سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! }

    موسى عليه الصلاة و السلام ، قطعه ای از گاو را گرفت و بر بدن مرده زد و خداوند او را زنده کرد. خداوند تعالی می فرماید:

    {كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ} [البقرة:73] 

    { خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند}

    زمانی که إبراهيم عليه الصلاة والسلام گفت: {رَ‌بِّ أَرِ‌نِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي«خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.»} [البقرة:260] خداوند او راهم به همین نحو تأیید نمود.

    به ابراهیم فرمان داد تا چهار پرنده را سر بریده و قطعه قطعه کند سپس هر قطعه ای را بر سر کوهی بگذارد. بعد به ابراهیم امر نمود تا صدایشان کند . زمانی که ابراهیم صدایشان کرد به سوی او شتافتند.لذا این تنها به رسول الله المسيح ابن مريم اختصاص نداشت. عیسی مسیح بدون اذن خداوند قادر به آفرینش یک پشه نبود. سخن پسر مريم عليه الصلاة والسلام گواه صحت این امر است. خداوند تعالی می فرماید:{وَإِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْ‌يَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْ‌تَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَ‌بِّي وَرَ‌بَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّ‌قِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿١١٧﴾ إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ‌ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١١٨﴾} صدق الله العظيم[المائدة]

    {و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در نفس من است، آگاهی؛ و من از آنچه در نفس توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (۱۱۶) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی! (۱۱۷) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی (۱۱۸)}

    ای مسیحیان معجزات در اختیار خداوند است و در صورتی که بخواهد آن را برای کمک به هر یک از بندگان صالح خود خواهد فرستاد تا تصدیق کننده دعوت به سوی راه خداوند عزیز و حمید باشد.این قاعده و سنت کتاب خداوند در باره معجزات است.اما یهودیان این قاعده را واژگون کرده و همانطور که قبلاً شما را گمراه کرده بودند ؛ مسلمانان را نیز درمورد این قانون کتاب خداوند در امر معجزات به گمراهی کشانده اند. آنها گفتند "عُزیر" فرزند خداست تا شما هم به جایی رسیدید که گفتید" مسیح عیسی بن مریم" خداوند است. احادیث باطل را حق جلوه داده و باعث شده اند که کسانی که داستان سرایی درباره مسیح دجال را باور کرده اند حدیث قرآن را باطل بشمارند. مگر خداوند در سینه یک مرد دو قلب نهاده است که هم به باطل ایمان داشته باشد و هم به قرآن؟ چگونه نور و تاریکی را با هم جمع می کنید ؟ شما را چه شده است ،این چگونه حکمی است؟

    ای امت اسلام ، آیا می دانید قرآنی که در اختیار تان دارید چیست؟آیا درنظرتان یک اعجاز لغوی است که زینت بخش اوراق بوده و تهدید های آن لفاظی است؟ آیا آفرینش آسمان ها و زمین ؛ آفرینش و برانگیخته شدن دوباره تان(بعث) ؛ آفرینش و بعث تمام جنبندگان زمین و پرندگان هوا که همگی امتهایی مانند خودتان هستند ؛نوعی مبارزه طلبی نیست؟ به همین دلیل است که قرآن با به چالش کشیدن (همه مخلوقات) می گوید : خداوند آفریننده و بازگرداننده همه چیز است ؛ پس چگونه دجال قادر است مردی را که کشته بازگرداند؟خداوند تعالی می فرماید:

    {وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} [سبأ]
    {باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن}

    یا اینکه دجال درنظرتان باطل نیست؟ او تمام و کمال همان شیطان رانده شده است.

    ای علمای امت اسلامی آیا نزول باران از حقایق محض و واقعی این قرآن عظیم نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید:

    {أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾} [الواقعه] 

    { آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟! (۶۸) آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟! (۶۹) هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟! (۷۰)}

    پس چگونه خداوند با بارش بارانی که از حقایق محض قرآنی است مسیح دجال را یاری می کند؟ مگر خداوند تعالی نفرموده است :

    {قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً‌ا ﴿٨٨﴾}صدق الله العظيم [الإسراء] 

    {بگو: «اگر جن و انس اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. 

    پس چگونه است که خداوند تمام شیاطین جن و انسی که کافر به این قرآن هستند را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مثل آن و یا ده سوره آن را بیاورند؟ آیا فکر می کنید منظور خداوند این است که تنها کلامی مثل قرآن بیاورند؟خیر بلکه منظور سخن وعمل واقعی و حقیقی است...شما را چه شده ؟چگونه قضاوت می کنید؟ دراین قرآن افعالی که خداوند در واقعیت و به صورت حقیقی انجام داده و شما هم قادر هستید آنها رابینید ویا در آینده انجام خواهد شود و هنوز تأویل آن نیامده ،ذکر شده است. چرا که قرآن حاوی تأویل گذشته و آینده است...چگونه حکم می کنید؟...

    ای مسلمانان شما باور کرده اید که دجال به زمین می گوید برویان و زمین هم می رویاند! آیا گیاه و درخت از حقایق واقعی که در قرآن آمده اند نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید: {أَفَرَ‌أَيْتُم مَّا تَحْرُ‌ثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَ‌عُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِ‌عُونَ ﴿٦٤﴾یا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟! (۶۳) آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟! (۶۴)}[الواقعة]

    شما را چه شده است ، این دیگر چه حکمی است؟ یهود ملکوت آسمان و زمین را به مسیح کذاب داده که بگوید" آی آسمان ببار "و آسمان هم ببارد، "ای زمین (گیاه ) برویان " زمین نیز چنین کند؟در حالیکه خداوند تمام شیاطین جن و انسی را که ادعای خدایی می کنند به مبارزه می طلبد که اگر در آسمان ها و زمین با خداوند شریکند به آنها فرمان دهند ؛ و یک ذره در آسمان و زمین نیست که به آنها پاسخ دهد. چرا که این مدعیان کوچکترین ذره ای را نیافریده اند. بیایید به این چالش کشیدن عظیم و جامع نگاهی بیندازیم .خداوند تعالی می فرماید:

    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْ‌كٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ‌﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [سبأ] 

    {بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیّت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.}

    شیاطین انسی که دشمن خداوند هستند به رسول الله نسبت دروغ داده و افترا زده اند. زمانی که از نزد او دور می شدند، غیر از فرموده ایشان -عليه الصلاة والسلام- را پنهان می کردند .به همین علت است که بین این احادیث و روایات دروغین و آنچه که در قرآن نازل شده است اختلافات زیادی پیدا می کنیم و خداوند نیزما را از نحوه کشف احادیث آلوده و باطلی که در لابلای احادیث درستی که از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- نقل شده ؛گنجانیده شده اند ؛ آگاه نموده است. لذا در اول این خطاب خداوند تعالی می فرماید

    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ صدق الله العظيم [النساء]

    { و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)

    ای علمای امت اسلام ، من شما و تمام مسلمانان را شاهد می گیرم ؛ هر جنبنده روی زمین و پرنده ای که در هوا پرواز میکند را شاهد می گیرم من به این که دجال به آسمان بگوید ببار و آسمان ببارد کافرم . من به اینکه مسیح دجال به زمین بگوید برویان و زمین نیز برویاند کافرم. به زنده کردن مردگان توسط مسیح دجال نیز کافرم ؛ او حتی قادر نیست که یک پشه را زنده کند. هرکسی که همراه من به طاغوت کافر باشد و به آنچه که خداوند در قرآن بر محمد-صلى الله عليه وسلم- ایمان داشته و چنین کند به ریسمان محکم و قابل اعتماد الهی ( عروة الوثقی)چنگ زده که انفصالی در آن نیست. و هرکس به این سخنان مضحک و بیهوده ای که قرآن عظیم با آیات محکم ؛ واضح و روشن خود بطور کلی آنها را رد می کند،باور داشته باشد ؛ کتاب خدا را پشت سر انداخته و به این سخنان بیهوده ایمان آورده و به قرآن ریسمان متین الهی کافر شده است او گمراه شده و سقوط کرده و مانند این است که از آسمان فرو افتاده، و پرندگان (در وسط هوا) او را ربوده و یا تندباد او را به جای دوردستی (سحیق ؛ سیاره سقر)پرتاب کنند.(سوره الحج آیه 31:فَكَأَنَّمَا خَرَّ‌ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ‌ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّ‌يحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ )...

    این آیاتی که ذکر شد تنها تعداد کمی از آیات محکم کتاب است که با این روایات باطل مغایر بوده و مخالفت دارد. هنوز صدها برهان دیگر در قرآن هست که این خزعبلات را به کلی رد می کند. من تمام علمای مذاهب مختلف اسلامی را به مبارزه می طلبم که اگر می توانند فقط و فقط و فقط یک آیه از قرآن بیاورند که در تأیید این سخنان مسخره و بیهوده باشد .خزعبلاتی که باعث می شوندعرش از شدت غضب وبیزاری خداوند رحمانی که بر آن مسلط است به لرزه درآید . ای مسلمانان آیا قرآن تا این حد به حاشیه رانده شده که به بهانه اینکه کسی جز خداوند تأویل آنرا نمی داند؛ کتاب خداوند را پشت سر می اندازید؟ مادرتان به عزایتان بنشیند ؛ مقصود خداوند آیات متشابه قرآن بوده است. اما یهودیان شما را از آیات محکم وواضح کتاب دور کرده و به گمراهی کشیده اند. ای علمای مسلمان هرکس به این خطابه اعتراض دارد برای مباحثه تشریف بیاورد که خوش آمده است و ثابت کند من اشتباه کرده و آشکارا در گمراهیم تا مردم را به ضلالت نکشانم. خداوند نابودش کند و هلاکت و صد هلاکت بر او باد چراکه جز با کافر شدن به آیاتی که خداوند در این قرآن عظیم نازل فرموده است قادر به اینکار نخواهد شد.احادیث (جعلی ) یهودیان را که مخالف حقایق موجوددر آیات خداوند در قرآن عظیم هستند را پذیرفته است. روایاتی که حتی با یک کلمه از آیات محکم کتاب که اساس ایمان و شناخت مؤمن از خداوند هستند ؛ منطبق نیست.آیا کسی هست که با علم و منطق در این میدان مبارزه گام بگذارد ؟هرکس که خطابه من باب میل و رایش نباشد و آنرا از سایتش حذف کند در اصل حقیقت را حذف نموده است و لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر او ، و اگر من ازگمراهان ِ گمراه کننده ام؛ این لعنت برمن باد. ای ناظران سایت ها شما را چه شده است ؟ اگر نتوانسته اید جوابی بدهید چرا با عصبانیت و بنا حق این گفتار را حذف می کنید؟ گناه من چیست که بخشیده نمی شود؟آیا خداوند احکم الحاکمین نیست؟ گناه من چیست آیا کلمه ای از آنچه که گفته شد از جانب من است یا کلام خداست: {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المرسلات]..
    الإمام ناصر محمد اليماني المهدي المنتظر.




    https://www.nasser-yamani.com/showth...323#post190323
    #4 ارسال شده در تاريخ 08-04-2018 در ساعت 11:43 PM

  5. ىدهلا دونجدهلا دونج آواتار ها
    ىدهلا دونجدهلا دونج
    کاربر سایت
    Jul 2018
    16
    10
    0
    0
    امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند

    الإمام ناصر محمد اليماني
    30 - جمادى الأولى - 1428 هـ
    18 - 04 - 2007 مـ
    08:52 مساءً

    ـــــــــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

    امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند


    بسم الله الرحمن الرحيم

    از جانب عبد و خلیفه خداوند بر بشر، مهدی منتظر امام دوازدهم از اهل بیت پاک ومطهر - هرکه می خواهد(به این امر) ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر گردد - از امام یاری دهنده (ناصر) به محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم؛ به تمام علمای سنی و شیعه و علمای تمام مذاهب اسلامی و پیروانشان، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في السماوات والأرض في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين، ثم أما بعد ...


    خطاب من به تمام علمای امت اسلامی است، همه شما را دعوت می کنم تا نه برای سرگرمی بلکه به صورتی کاملاً جدی به مباحثه بپردازیم. گفتگویی که بر اساس براهین و دلایل قاطع و روشن و برگرفته از قرآن باشد ؛ و برای مردم روشن کند که آیا من واقعاً مهدی منتظرم، یا مثل مفتریان دیگری هستم که ادعای مهدویت کرده اند. اگر توانستید با دلیل و حجت واضح از قرآن مرا شکست دهید؛ برای مردم مشخص خواهد شد که من در گمراهی بوده و احدی از من پیروی نخواهد کرد.اما اگر من حقیقت را برایتان ثابت کردم، برای شما و تمام مردم عالم روشن خواهد شد که دعوت من به سوی حق و هدایت به راه راست –صراط مستقیم- است راه خداوند عزیز و حمید.

    من نه رسول خداوند هستم و نه نبی او، بلکه خداوند مرا امام شما و داور بین شما قرار داده است تا به حق در مسائل مورد اختلاف بین تان داوری نمایم . نه وحی جدیدی در کار است و نه کتابی جدید ، بلکه بازگشت است : در درجه اول به کتاب خداوند ودر درجه دوم به سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم. بین کتاب خداوند و سنت رسولش تفاوتی قایل نمی شوم چرا که سنت رسول الله چیزی بیش از این قرآن عظیم نبوده،و تنها توضیح وبیان همین قرآن برای عالمیان است. شایسته سنت رسول الله نیست که با آنچه از جانب خداوند در قرآن نازل شده است، مغایرت و مخالفت داشته باشد ؛لذا من ازعلمای امت اسلامی دعوت می کنم که در مطالب مورد اختلاف، حکمبت قرآن عظیم را بپذیرند .پس به اذن خداوند بین آنها به حق حکم خواهم کرد. این حکم از روی میل و براساس گمان نخواهد بود چرا که گمان در بیان حق جایی ندارد و کسی را از آن بی نیاز نمی کند؛ بلکه استخراج حکم قطعی و نهایی به دور از بیهوده گویی و بر اساس قرآن عظیم خواهد بود...وبه جز از قرآن به چه حدیثی می خواهید ایمان بیاورید؟

    آنچه که از سنت رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را که حق باشد ، برایتان ثابت کرده و خود نیزاز آن پیروی می کنم و احادیث باطلی که از جانب خداوند دلیلی برای آن فرستاده نشده و (مطالب)افترایی است که توسط برخی از صحابه(ظاهری)رسول الله به خداوندو رسولش داده شده را نیز برایتان ثابت خواهم کرد. این افراد نه از صحابه (واقعی)پیامبر ، که صحابه شیطان رجیم و اولیاء مخلص او وبندگان طاغوت و شیاطین بشر از قوم یهود بودند که در قرآن عظیم از آنها یاد شده و سوره ای نیز در موردشان نازل گردید ،تا رسول الله و صحابۀ طیب و طاهری که با تمام وجود با او بودند، از آنها برحذر باشند . مکارانی از طائفه یهود که به اسلام و ایمان تظاهر کردند تا از صحابه رسول الله شوند ولی علیرغم ظاهرشان در باطن برعلیه خداوند و رسول و مؤمنین دسیسه می کردند ؛ لذا از راویان حدیث شدند تا با روایت هایی که هم با کلیت قرآن و هم با آیات محکم و واضح آن اختلاف زیادی دارند، مسلمانان را از راه خداوند گمراه کنند .خداوند تعالی در سوره المنافقین می فرماید:

    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُ‌وا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣﴾ وَإِذَا رَ‌أَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْ‌هُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴿٤﴾}صدق الله العظيم

    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند). (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند و مردم را از راه خدا باز داشته اند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی دیرک تکیه داده شده به دیوارند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)}
    ای علمای امت اسلامی خداوند نفرموده است نزدیک بود مانع پیروی از راه خداوند شوند؛ بلکه خداوند تعالی می فرماید: {فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم،خداوند روشن می کند که یهودیان منافق که از شیطان های بشر بودند موفق شده اند از راویان حدیث (جعلی)گردیده و مانع پیروی از راه خداوند گردند. صحابه ای که قلبشان مردد یا منحرف بود و کسانی که علم کافی نداشتند به آنها گوش دادند واینگونه شد که احادیثی به ما رسید که دلیلی نداریم ازجانب خداوند فرستاده شده باشند زیرا با قرآن عظیم به کلی متفاوت و مغایرند. حال ای علمای امت اسلامی راه چاره چیست؟ به شما بگویم که امکان بهانه آوردن(هم) ندارید و این خداوند و رسولش هستند که با ارائه راهکار این مشکل ، حجت را بر شما تمام کرده اند .راه حل و حکم در قرآن عظیم ذکر شده است.لذا اگر ما در قرآن تدبر کنیم؛ بین قرآن و احادیث مجعول اختلاف بسیاری پیدا می کنیم. راویان منافق حدیث وقتی همراه با صحابه واقعی به حضور رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم - می رسیدند؛ در مقابل رسول الله به صحابه حقیقی ایشان می گفتند "اطیعوا الله و رسوله"(از خداوند و رسولش اطاعت کنید) و به آنها سفارش می کردند تا بیانات رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را درست نقل کنند؛خداوند تعالی می فرماید:

    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء]
    { و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید. }
    ای علمای امت، خداوند شما را خطاب قرار می دهد ،ای مسلمانان اگر آنچه که برایتان آورده شد {أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ} بود ؛ این از جانب خداوند و رسولش است وهرکس از خداوند ورسولش اطاعت نماید هم در دنیا در امنیت خواهد بود و هم در آخرت؛ {أَوِ الْخَوْفِ} این از جانب غیر خداو از احادیث و روایات شیاطین بشر یهودی است {أَذَاعُوا بِهِ} این به اختلاف علمای مسلمین اشاره دارد ،عده ای آنرا به حق از جانب خداوند و رسولش می دانند ؛ عده ای در آن تردید کرده و در مورد حقیقی بودن آن تشکیک می کنند در حالیکه اگر آنرا به نزد رسول الله {وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ} و اگررسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- نبودند نزد{وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} می بردند ،می توانستند از حقیقت آن آگاه شوند. "اولی الأمر" راسخون درعلم اند و خداوند دانش کتاب قرآن عظیم و محکمات و متشابهات آنرا به آنها الهام نموده است تا در هر عصری (که باشند) این دانش دلیلی برای خلافت آنها باشد. خداوند تعالی می فرماید: {ثُمَّ أَوْرَ‌ثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم}[فاطر:32]

    خداوند آنان را قادر می سازد تا بتوانند حکم حق را درمورد حدیث مورد مناقشه بین علمای مسلمین ،از قرآن استخراج نمایند .چراکه خداوند شما را آگاه فرموده است که اگر به قرآن بازگشته و با تدبر آن را قرائت نمایید بین حقیقت قرآنی و آنچه که در این حدیث از آن به عنوان حقیقت سخن به میان آمده است اختلاف زیادی خواهید یافت .لذا خداوند قرآن را تا روز قیامت از تحریف محفوظ نگاه داشته است تا در موارد اختلاف علمای حدیث مرجع اساسی باشد.اگر کسی گفت برادر! خداوند در این آیه با کفار صحبت می نماید که: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند} جواب من این است که خیر خطاب خداوند به کسانی است که به اوو رسولش ایمان دارند ، به همین دلیل می فرماید:{وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} لذا (منظور از مِنْهُمْ) مؤمنان است نه کافران.
    ای علمای امت اسلام ؛ آیا بالاخره به فرمان خداوند در مورد رجوع به کتاب مرجع گردن می نهید؟ کتابی که هیچ باطلی نه در گذشته به آن راه یافته و نه در آینده بدان راه خواهد یافت؟ کتابی که راهنما و رحمت بر مؤمنان بوده و ذکر محفوظی است که تا روز جزا از تحریف درامان خواهد بود. هرجا دیدیم حدیثی به کلی با قرآن اختلاف زیادی دارد ، به یقین می دانیم که خداوند برای آن دلیلی نفرستاده و به دروغ به خداوند و رسولش نسبت داده شده است . چراکه هم قرآن از جانب خداست و هم سنت ؛ سنت خداوند برای روشن کردن آیات نازل شده در قرآن عظیم است . دو جزئی که از یکدیگر جدا نبوده و در هیچ امری ؛هیچگونه اختلافی با یکدیگر ندارند .هرکس به قرآن یا ( آن قسمتی از)سنت رسول الله که مخالف قرآن نیست ایراد گرفته و یا در آن دو تردید کند؛ به آنچه که به محمد صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شده کافر است.
    ای علمای امت اسلام؛ حق پیروانتان برگردن شماست چون اگر شما هدایت شده و باور کنید آنها نیز پذیرفته و هدایت می شوند و اگر شما نپذیرفته و تکذیب کنید ،آنها نیز چنان می کنند. گرچه ( بهانه پیروی از شما) در برابر خداوند برایشان فایده ای نداشته و از بارگناهان شان نمی کاهد؛ ولی اگر دعوت رجوع به کتاب خداوند را رد کنید ،هم بار گناه خودتان را بر دوش خواهید کشید هم بار گناهان آنها را وکجاست داوری که بهتر از خداوند حکم کند؟

    {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾}[الجاثية]

    { به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}

    من تاکنون نسبت کفر به شما نداده ام ؛ بلکه اگر از این پس سرپیچی کنید.....اهل سنت می گویند : آنچه که از پدران ما برجا ی مانده برای ما کافیست و ما دنباله رو آنها هستیم ؛ حال چه این میراث مخالف قرآن باشد و چه موافق آن.ما می دانیم که آنها افراد قابل اعتمادی بوده و به طور کامل زیرنظر بوده اند .لذا اگر اول کفش پای چپشان را در می آوردند بعد کفش پای راستشان را ؛ماهم چنان می کنیم. 

    ای علمای سنت، مرا سزاوار نیست که در صداقت راوی حدیث شک کرده و به آنها بی حرمتی کنم، بلکه حقیقت (اعمال) آنها را به خدایی که از نگاه های دزدیده و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است واگذار می کنم. چه بسا کسی بگوید این حدیث جعلی را فلانی از فلانی از فلانی از رسول الله شنیده است آنها مثل آن گرگی که خون یوسف بر گردنش گذاشته شده بیگناهند.لذا بی حرمتی و یا تردید در باره احدی از صحابه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را حرام می کنم. بلکه بدون ذکر راوی، حدیثی که می بینم با آیات محکم کتاب مغایرت دارد را رد می کنم. ممکن است حدیث از جانب چند نفر ذکر شده و انتقال یافته باشد اما فقط یکی از این افراد است که گناه جعل حدیث؛ بر عهده اوست .من که نمی دانم کدام یک گناهکار است بین من و آنها صدها سال فاصله است! البته اگر هم عصر یکی از آنها بودم تا سؤال زیر را نمی پرسیدم به کسی توهین نمی کردم. سؤال این است : آیا رسول الله این حدیث را بیان فرموده اند؟ اگر جواب مثبت می داد گردنش را زده و انگشتانش راقطع می کردم تا قلبم آرام گرفته و عصبانیتم فرو نشیند.مگرمیتوانم بپذیرم سخن او درست و قابل قبول باشد و کتاب خداوند رب العالمین دروغ؟ مگر می شود رسول الله که از روی هوا و میل خود سخنی نمی گفت، کلامی را بیان کند که در مخالفت آشکار با آیات محکم و روشن کتاب خدا باشد ؟ آیاتی که به وضوح خورشیدی هستند که در پهنه آسمان است.و من از این آیات روی گردانیده و حدیثی را بپذیرم که ماهیت آن با حقایق آنها (آیات محکم کتاب)اختلاف داشته باشد.

    شما را چه شده است چگونه حکم می کنید که خداوند با معجزات به دشمن من مسیح دجال کمک می کند تا گواهی بر صحت ادعایش باشد. به آسمان می گوید ببار ؛ می بارد.. به زمین می گوید برویان؛ می رویاند .سپس مرده را زنده می کند ؛ مردی را از وسط به نیمه کرده و از وسط نصف کرده و سپس او را بعد از مرگ دوباره زنده می کند؟ آیا آدم عاقل این سخنان را باور می کند؟به خدا اگر به الاغ بگویی: ای الاغ می دانی در آخرالزمان مسیح دجالی است که خروج کرده و ادعا می کند که خداست و آسمان و زمین آفریده اوست. بعد برای اثبات راستگویی اش به آسمان می گوید ببار؛ می بارد . به زمین می گوید برویان؛ رویش می کند؟؟الاغ سرش را بالا آورده و با عصبانیت گوش هایش را راست کرده و می گوید: به خدا نمی تواند این کارها را کرده و ادعای خدایی بکند، خدا را نسزد که با دلایل واقعی و حقیقی ادعای باطلی را تأیید نماید. خداوند پاک و منزه و بسیار والامقام تر از این است . (واین افترا؛ برتری طلبی بزرگی است!!)

    ای مسلمان ها ، شما را چه شده است که مثل الاغی شده اید که نمی داند بارش چیست؟ این قرآن را می خوانید ولی حقایق آیات محکم و واضح و روشن آنرا درک نمی کنید. با تمام احترامی که برای علمای مسلمان وپیروانشان قائل هستم؛ این چیزی جز حقیقت نیست. این مثالی است که در قرآن در مورد کسانی زده شده است که کتاب خداوند را خوانده و بدون تدبر ازنشانه های آیات محکم کتاب می گذرند . . آیاتی که خداوند آن ها را برای هر فرد عرب زبانی به وضوح و روشنی بیان نموده است.

    بیایید تا برایتان هزار دلیل و برهان حقیقی در رد احادیث فتنه برانگیزی که در آن ذکری از یاری شدن مسیح دجال با معجزاتی از جانب خداوند شده است بیاورم. من به آیات متشابه استناد نخواهم کرد بلکه از آیات محکم ؛واضح و روشنی که برای عالم و جاهل و هر عرب زبانی قابل درک است دلیل می آورم . خداونداین آیات رااساس کتاب(ام الکتاب) قرار داده و شب و روزشان یکی است(کاملاً روشن هستند) وتنها کسانی که در حق خود ظلم کنند از آن منحرف می شوند. به همین علت است که خداوند آنها (آیات محکم)را از تأویل توسط محمد صلى الله عليه وسلم وناصر محمد بی نیاز ساخته است. خداوند باطن و ظاهر آنها را مثل یکدیگر قرار داده است تا دیگرنیازی به تفسیر وتأویل محکمات قران نباشد هرکس که عربی بداند وقتی آن را بخواند ظاهر و باطن آن را درک می کند.

    اما ای علمای مسلمان – این چه ننگ شومی است که –یهودیان توانسته اند در زمینه قرآن باعث گمراهی شما شوند . در مورد آیات متشابه که جز خداوند کسی تأویل آن را نمی داند ؛ نمی توان شما را سرزنش کرد؛ اما (درباره)انحراف از آیات محکم چه؟آیات واضح و روشنی که اساس کتاب هستند تا باعث تحکیم باور مسلمانان نسبت به خدایشان شود که :
    کسی جز پدیدآورنده آسمانها و زمین قادر به نزول باران نیست.

    {فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْ‌ضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْ‌هًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿١١﴾} [فصلت]

    { به آن و به زمین( هفتگانه) دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم }

    {هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُ‌ونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ} [لقمان:11] 

    {این آفرینش خداست؛ امّا به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند}

    اما برای اثبات این امر ،بنگرید جواب یک مؤمن به کسی که ادعای خدایی می کند چگونه است. خداوند تعالی می فرماید:

    {وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَ‌اهِيمَ} [الأنعام:83]

    {اینها دلایل ما بود که به ابراهیم دادیم}
    ترا به خدا نگاه کنید ابراهیم علیه الصلاة و السلام در برابر فردی که ادعای خدایی کرد چگونه از خداوند حجت آورد. ابراهیم به او گفت:

    {رَ‌بِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ}[البقرة:258]

    {ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم!}

    ابراهیم گفت اگر راست می گویی نشانم بده؟ او دو زندانی آورد و گفت این یکی را اعدام می کنم پس او را کشته ام ،دیگری را رها می سازم تا زنده بماند. مقصود ابراهیم این نبود .اوآفرینش انسان و زنده کردن آن بعد از مرگ اشاره داشت. مدعی خدایی فکر کرد که مباحثه با ابراهیم پیروز شده است. ابراهیم گفت:

    {فَإِنَّ اللَّـهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِ‌قِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِ‌بِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ‌ ۗ} [البقرة:258]

    {خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ خورشید را از مغرب بیاور آن مرد کافر، مبهوت شد.}
    ای مسلمانان ( آگاه باشید) که صحابه یهودی نمی توانست مستقیماً قرآن را تحریف کند ، لذا با وارونه کردن احادیث باعث شد تا به آنچه که خداوند برمحمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل فرموده است کافر شوید. درباره این احادیث زیاد با من بحث خواهید کردید ولی هیهات...من با کمک قرآن به جهاد با شما برخاسته و در مقابلتان ایستادگی می کنم. اینگونه احادیث جعلی را زیر پا انداخته و پایمال میکنم واین کتاب خداوند و سنت رسولش است که بر سرم جای دارند.

    من در قرآن درباره این عقیده منکرو باطل، چیزی پیدا نمی کنم، بلکه می بینم خداوند با فرستادن معجزات به یاری انبیاء و رسولانش می
    آید تا تأییدی بر صحت دعوتشان باشد.آیا غیر از خداوندی که پیامبران ؛مردم را به عبادت خالی از شرک او دعوت می نمایند ؛ کس دیگری قادر به این کار هست؟ اگر دعوت به سوی باطل باشد با معجزات کمک که نمی شود هیچ بلکه آنها را گرفتار عذاب بسیار بدی می کند. سنت خداوند در کتابش این است که معجزات را نمی فرستد مگر برای اینکه مردم را بترساند تا دعوت رسولان را تکذیب نکنند و در غیر این صورت با عذاب خداوند هلاک خواهند شد. خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]

    { هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}

    سیاق این آیه نشان دهنده قانون فرستادن معجزه در کتاب خداوند است. خداوند ازارسال معجزه برای محمد صلى الله عليه وسلم امتناع نکرده است که آن را برای مسیح دجال نگه دارد. خداوند تعالی علت آن (عدم ارسال معجزه برای رسول الله)را برایمان بیان نموده است:

    {وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾}صدق الله العظيم
    {هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
    ای مسلمانان ( بدانید که ) یهودیان در مورد" قاعدۀ معجزات در کتاب خداوند" شما را به فتنه دچار کرده اند. قطعاً واز روز ازل خداوند هیچگاه مدعیان باطل را با معجزه یاری نکرده است... پاک و منزه است او ؛ او بسی بالاتر ازاین (افترای) بزرگ است.چگونه ممکن است خداوند پیروان باطل را با فرستادن معجزه یاری کند؟ ای مسلمانان آخر این چه افترایی است که به آن ایمان دارید؟ اما من نسبت به این افترای یهودی کافرم و به وسیله قرآن عظیم به جنگ این افترا آمده و آن را باطل می کنم .اگر همه شیاطین جن و انس جمع شوند نمی توانند حتی یک حقیقت مانند حقایق این کتاب عظیم بیاورند. اگر به کمک و یاری یکدیگر هم بیایند؛ همگی شان باهم باز قادر نخواهند بود حتی یک پشه خلق کنند.اما ای مسلمانان شما به دروغ بسیار بزرگتر از پشه ایمان آورده و فکر می کنید مسیح دجال مرده را زنده میکند!

    ممکن است کسی سخن مرا قطع کند که بگوید:" صبرکن ؛ مسیح دجال فقط یک نفر را زنده می کند ".مادرهایتان به عزایتان بنشینند .آخر زنده کردن (همان) یک نفر دلیلی خواهد بود که او قادر است همه مرده ها را مثل همین مردی که دوشقه کرده بود،زنده کند . حال بیایید حکم کتاب خداوند را برایتان بیاورم که آیا پیروان باطل قادر به این کار هستند؟ می بینید که خداوند می فرماید اگر قادر باشند به جای خداوند این کار را انجام دهند، ادعای پیروان باطل به اثبات می رسد. خداوند تعالی می فرماید:

    {فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾إِنَّهُ لَقُرْ‌آنٌ كَرِ‌يمٌ ﴿٧٧﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ ﴿٧٩﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِ‌زْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُ‌ونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُ‌ونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]

    { سوگند به جایگاهی که ستارگان اشغال می کنند (۷۵) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست یابند (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را سست و کوچک می‌شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزی هایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
    اما ای مسلمانان عقیده شما کاملا برعکس این آیه است . آنچه که در این آیه پیدا می کنیم این است که رب العالمین، پیروان باطل را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مرده را زنده کرده و روح را به جسدش بازگردانند.خداوند تعالی با تحدی می فرماید: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}

    ای مسلمانان !شما را به خدا قسم، آیا این آیه نیاز به توضیح و تأویل دارد؟ این تحدی و مبارزه طلبی واضح ربانی است تا کسانی که برای خداوند شریک قائلند (اگر می توانند )روح را بعد از خروج به جسد بازگردانند.

    شاید یکی از مسیحیان حرف مرا قطع کرده و بگوید:" الله اکبر الله اکبر ؛ پس معلوم شد عیسی مسیح فرزند مریم همان خداوند است چون مرده را زنده میکند."جواب می دهم :ای دشمن خداو دشمن عیسی مسیح فرزند مریم -عليه الصلاة والسلام -خاموش شو.مگر معجزه زنده کردن مردگان برای اثبات دعوت بنده و رسول خداوند مسیح عیسی بن مریم عليه الصلاة والسلام نبود؛دعوت به عبادت و بندگی خدای من و خدای شما؟ آیا تنها فرزند مریم عليه الصلاة والسلام قادر به این کار بود؟ زمانی که بنی اسراییل کسی از خودشان را به قتل رساندند خداوند موسى عليه الصلاة والسلام را هم تأیید نمود:

    {فَادَّارَ‌أْتُمْ فِيهَا ۖ وَاللَّـهُ مُخْرِ‌جٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٧٢﴾ فَقُلْنَا اضْرِ‌بُوهُ بِبَعْضِهَا} [البقرة:72-73]

    { سپس درباره (قاتل)او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی می‌داشتید، آشکار می‌سازد. (۷۲) سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! }

    موسى عليه الصلاة و السلام ، قطعه ای از گاو را گرفت و بر بدن مرده زد و خداوند او را زنده کرد. خداوند تعالی می فرماید:

    {كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ} [البقرة:73] 

    { خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند}

    زمانی که إبراهيم عليه الصلاة والسلام گفت: {رَ‌بِّ أَرِ‌نِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي«خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.»} [البقرة:260] خداوند او راهم به همین نحو تأیید نمود.

    به ابراهیم فرمان داد تا چهار پرنده را سر بریده و قطعه قطعه کند سپس هر قطعه ای را بر سر کوهی بگذارد. بعد به ابراهیم امر نمود تا صدایشان کند . زمانی که ابراهیم صدایشان کرد به سوی او شتافتند.لذا این تنها به رسول الله المسيح ابن مريم اختصاص نداشت. عیسی مسیح بدون اذن خداوند قادر به آفرینش یک پشه نبود. سخن پسر مريم عليه الصلاة والسلام گواه صحت این امر است. خداوند تعالی می فرماید:{وَإِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْ‌يَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْ‌تَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَ‌بِّي وَرَ‌بَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّ‌قِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿١١٧﴾ إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ‌ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١١٨﴾} صدق الله العظيم[المائدة]

    {و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در نفس من است، آگاهی؛ و من از آنچه در نفس توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (۱۱۶) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی! (۱۱۷) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی (۱۱۸)}

    ای مسیحیان معجزات در اختیار خداوند است و در صورتی که بخواهد آن را برای کمک به هر یک از بندگان صالح خود خواهد فرستاد تا تصدیق کننده دعوت به سوی راه خداوند عزیز و حمید باشد.این قاعده و سنت کتاب خداوند در باره معجزات است.اما یهودیان این قاعده را واژگون کرده و همانطور که قبلاً شما را گمراه کرده بودند ؛ مسلمانان را نیز درمورد این قانون کتاب خداوند در امر معجزات به گمراهی کشانده اند. آنها گفتند "عُزیر" فرزند خداست تا شما هم به جایی رسیدید که گفتید" مسیح عیسی بن مریم" خداوند است. احادیث باطل را حق جلوه داده و باعث شده اند که کسانی که داستان سرایی درباره مسیح دجال را باور کرده اند حدیث قرآن را باطل بشمارند. مگر خداوند در سینه یک مرد دو قلب نهاده است که هم به باطل ایمان داشته باشد و هم به قرآن؟ چگونه نور و تاریکی را با هم جمع می کنید ؟ شما را چه شده است ،این چگونه حکمی است؟

    ای امت اسلام ، آیا می دانید قرآنی که در اختیار تان دارید چیست؟آیا درنظرتان یک اعجاز لغوی است که زینت بخش اوراق بوده و تهدید های آن لفاظی است؟ آیا آفرینش آسمان ها و زمین ؛ آفرینش و برانگیخته شدن دوباره تان(بعث) ؛ آفرینش و بعث تمام جنبندگان زمین و پرندگان هوا که همگی امتهایی مانند خودتان هستند ؛نوعی مبارزه طلبی نیست؟ به همین دلیل است که قرآن با به چالش کشیدن (همه مخلوقات) می گوید : خداوند آفریننده و بازگرداننده همه چیز است ؛ پس چگونه دجال قادر است مردی را که کشته بازگرداند؟خداوند تعالی می فرماید:

    {وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} [سبأ]
    {باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن}

    یا اینکه دجال درنظرتان باطل نیست؟ او تمام و کمال همان شیطان رانده شده است.

    ای علمای امت اسلامی آیا نزول باران از حقایق محض و واقعی این قرآن عظیم نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید:

    {أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾} [الواقعه] 

    { آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟! (۶۸) آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟! (۶۹) هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟! (۷۰)}

    پس چگونه خداوند با بارش بارانی که از حقایق محض قرآنی است مسیح دجال را یاری می کند؟ مگر خداوند تعالی نفرموده است :

    {قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً‌ا ﴿٨٨﴾}صدق الله العظيم [الإسراء] 

    {بگو: «اگر جن و انس اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. 

    پس چگونه است که خداوند تمام شیاطین جن و انسی که کافر به این قرآن هستند را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مثل آن و یا ده سوره آن را بیاورند؟ آیا فکر می کنید منظور خداوند این است که تنها کلامی مثل قرآن بیاورند؟خیر بلکه منظور سخن وعمل واقعی و حقیقی است...شما را چه شده ؟چگونه قضاوت می کنید؟ دراین قرآن افعالی که خداوند در واقعیت و به صورت حقیقی انجام داده و شما هم قادر هستید آنها رابینید ویا در آینده انجام خواهد شود و هنوز تأویل آن نیامده ،ذکر شده است. چرا که قرآن حاوی تأویل گذشته و آینده است...چگونه حکم می کنید؟...

    ای مسلمانان شما باور کرده اید که دجال به زمین می گوید برویان و زمین هم می رویاند! آیا گیاه و درخت از حقایق واقعی که در قرآن آمده اند نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید: {أَفَرَ‌أَيْتُم مَّا تَحْرُ‌ثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَ‌عُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِ‌عُونَ ﴿٦٤﴾یا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟! (۶۳) آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟! (۶۴)}[الواقعة]

    شما را چه شده است ، این دیگر چه حکمی است؟ یهود ملکوت آسمان و زمین را به مسیح کذاب داده که بگوید" آی آسمان ببار "و آسمان هم ببارد، "ای زمین (گیاه ) برویان " زمین نیز چنین کند؟در حالیکه خداوند تمام شیاطین جن و انسی را که ادعای خدایی می کنند به مبارزه می طلبد که اگر در آسمان ها و زمین با خداوند شریکند به آنها فرمان دهند ؛ و یک ذره در آسمان و زمین نیست که به آنها پاسخ دهد. چرا که این مدعیان کوچکترین ذره ای را نیافریده اند. بیایید به این چالش کشیدن عظیم و جامع نگاهی بیندازیم .خداوند تعالی می فرماید:

    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْ‌كٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ‌﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [سبأ] 

    {بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیّت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.}

    شیاطین انسی که دشمن خداوند هستند به رسول الله نسبت دروغ داده و افترا زده اند. زمانی که از نزد او دور می شدند، غیر از فرموده ایشان -عليه الصلاة والسلام- را پنهان می کردند .به همین علت است که بین این احادیث و روایات دروغین و آنچه که در قرآن نازل شده است اختلافات زیادی پیدا می کنیم و خداوند نیزما را از نحوه کشف احادیث آلوده و باطلی که در لابلای احادیث درستی که از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- نقل شده ؛گنجانیده شده اند ؛ آگاه نموده است. لذا در اول این خطاب خداوند تعالی می فرماید

    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ صدق الله العظيم [النساء]

    { و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)

    ای علمای امت اسلام ، من شما و تمام مسلمانان را شاهد می گیرم ؛ هر جنبنده روی زمین و پرنده ای که در هوا پرواز میکند را شاهد می گیرم من به این که دجال به آسمان بگوید ببار و آسمان ببارد کافرم . من به اینکه مسیح دجال به زمین بگوید برویان و زمین نیز برویاند کافرم. به زنده کردن مردگان توسط مسیح دجال نیز کافرم ؛ او حتی قادر نیست که یک پشه را زنده کند. هرکسی که همراه من به طاغوت کافر باشد و به آنچه که خداوند در قرآن بر محمد-صلى الله عليه وسلم- ایمان داشته و چنین کند به ریسمان محکم و قابل اعتماد الهی ( عروة الوثقی)چنگ زده که انفصالی در آن نیست. و هرکس به این سخنان مضحک و بیهوده ای که قرآن عظیم با آیات محکم ؛ واضح و روشن خود بطور کلی آنها را رد می کند،باور داشته باشد ؛ کتاب خدا را پشت سر انداخته و به این سخنان بیهوده ایمان آورده و به قرآن ریسمان متین الهی کافر شده است او گمراه شده و سقوط کرده و مانند این است که از آسمان فرو افتاده، و پرندگان (در وسط هوا) او را ربوده و یا تندباد او را به جای دوردستی (سحیق ؛ سیاره سقر)پرتاب کنند.(سوره الحج آیه 31:فَكَأَنَّمَا خَرَّ‌ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ‌ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّ‌يحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ )...

    این آیاتی که ذکر شد تنها تعداد کمی از آیات محکم کتاب است که با این روایات باطل مغایر بوده و مخالفت دارد. هنوز صدها برهان دیگر در قرآن هست که این خزعبلات را به کلی رد می کند. من تمام علمای مذاهب مختلف اسلامی را به مبارزه می طلبم که اگر می توانند فقط و فقط و فقط یک آیه از قرآن بیاورند که در تأیید این سخنان مسخره و بیهوده باشد .خزعبلاتی که باعث می شوندعرش از شدت غضب وبیزاری خداوند رحمانی که بر آن مسلط است به لرزه درآید . ای مسلمانان آیا قرآن تا این حد به حاشیه رانده شده که به بهانه اینکه کسی جز خداوند تأویل آنرا نمی داند؛ کتاب خداوند را پشت سر می اندازید؟ مادرتان به عزایتان بنشیند ؛ مقصود خداوند آیات متشابه قرآن بوده است. اما یهودیان شما را از آیات محکم وواضح کتاب دور کرده و به گمراهی کشیده اند. ای علمای مسلمان هرکس به این خطابه اعتراض دارد برای مباحثه تشریف بیاورد که خوش آمده است و ثابت کند من اشتباه کرده و آشکارا در گمراهیم تا مردم را به ضلالت نکشانم. خداوند نابودش کند و هلاکت و صد هلاکت بر او باد چراکه جز با کافر شدن به آیاتی که خداوند در این قرآن عظیم نازل فرموده است قادر به اینکار نخواهد شد.احادیث (جعلی ) یهودیان را که مخالف حقایق موجوددر آیات خداوند در قرآن عظیم هستند را پذیرفته است. روایاتی که حتی با یک کلمه از آیات محکم کتاب که اساس ایمان و شناخت مؤمن از خداوند هستند ؛ منطبق نیست.آیا کسی هست که با علم و منطق در این میدان مبارزه گام بگذارد ؟هرکس که خطابه من باب میل و رایش نباشد و آنرا از سایتش حذف کند در اصل حقیقت را حذف نموده است و لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر او ، و اگر من ازگمراهان ِ گمراه کننده ام؛ این لعنت برمن باد. ای ناظران سایت ها شما را چه شده است ؟ اگر نتوانسته اید جوابی بدهید چرا با عصبانیت و بنا حق این گفتار را حذف می کنید؟ گناه من چیست که بخشیده نمی شود؟آیا خداوند احکم الحاکمین نیست؟ گناه من چیست آیا کلمه ای از آنچه که گفته شد از جانب من است یا کلام خداست: {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المرسلات]..
    الإمام ناصر محمد اليماني المهدي المنتظر.




    https://www.nasser-yamani.com/showth...323#post190323
    #5 ارسال شده در تاريخ 08-04-2018 در ساعت 11:43 PM

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively